بستن تنگه هرمز اول از همه به خودمان ضربه می زند!

طبقه بندی خبر:

تاریخ انتشار: ۳ /شهریور/ ۱۴۰۴

«بستن تنگه هرمز» نه نمایش قدرت، که جرقه بحران‌های بزرگ‌تر و تغییر زمین بازی به زیان ایران است. اقتصاد سیاسی ما با این نسخه سازگار نیست. تنگه هرمز شریان صادراتی ما و مسیر ورود بخش مهمی از کالاهای اساسی است؛ شوک به این شریان، قبل از آن‌که رگِ دیگران را بگیرد، به گلوی اقتصاد ایران فشار می‌آورد.

به گزارش توسعه گستر، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی با عنوان «تنگه هرمز؛ چرا نباید ابزار هیجانی انتقام‌جویی شود؟»  به انتقاد از طراحان تئوری بستن تنگه هرمز  پرداخته است.

این روزنامه در این زمینه نوشت: این روزها بار دیگر موضوع بستن تنگه هرمز را بعضی افراد مطرح می‌کنند، همان نسخه قدیمی که هر بار تنشی صورت می‌گیرد، با لحنی قاطع تجویز می‌شود. گویی می‌توان با یک فرمان سیاسی حساس‌ترین شریان انرژی جهان را بست و از تبعات حقوقی، اقتصادی و راهبردی آن بی‌دغدغه عبور کرد.

اما اگر از دید علم سیاست و حقوق بین‌الملل به موضوع نگاه کنیم، «بستن تنگه هرمز» نه نمایش قدرت، که جرقه بحران‌های بزرگ‌تر و تغییر زمین بازی به زیان ایران است.

از منظر حقوق دریاها، تنگه هرمز گذرگاهی مورد استفاده برای کشتیرانی بین‌المللی است و اصل آزادی عبور در چنین آبراه‌هایی-حتی با وجود نپیوستن ایران به کنوانسیون ۱۹۸۲- به‌عنوان عرف تثبیت‌شده شناخته می‌شود. هر اقدام یک‌جانبه برای مسدودسازی، به‌راحتی می‌تواند «اخلال در آزادی کشتیرانی» و حتی «استفاده از زور» تلقی شود و بهانه تشکیل ائتلاف‌های چندملیتی با پرچم «تضمین آزادی دریانوردی» را فراهم کند.

فراموش نکنیم که مسیرهای اصلی رفت‌وآمد کشتی‌ها ذیل طرح جداسازی ترافیکِ مصوب سازمان بین‌المللی دریانوردی، عمدتاً در آب‌های عمان واقع شده است؛ بنابراین هر اقدام یک‌جانبه، خواه‌ناخواه پای کشورهای دیگر و نهادهای بین‌المللی را به منازعه می‌کشاند. معنای عملی چنین اقدامی روشن است، به جای آنکه ایران در جایگاه شاکی رفتارهای خصمانه بایستد، ناگهان در جایگاهِ متهم قرار می‌گیرد و قاب‌بندی روایت به سود رقیب می‌چرخد.

از «جنگ نفت‌کش‌ها» در دهه شصت تا امروز، هر اختلالی در ایمنی عبورومرور در خلیج فارس، ظرف کوتاه‌ترین زمان پای ناوگان‌ها، اسکورت‌های نظامی و عملیات پاکسازی را به آبراهه می‌کشد و خطر تصاعد درگیری را بالا می‌برد. در چنین محیطی، هزینه نظامی بستن تنگه هرمز برای ایران، به مراتب بیش از فایده سیاسی کوتاه‌مدت آن است؛ طرف مقابل هم ابزار کافی برای بازگشایی مسیر و گسترده‌تر کردن منازعه را در اختیار دارد.

اقتصاد سیاسی ما نیز با این نسخه سازگار نیست. تنگه هرمز شریان صادراتی ما و مسیر ورود بخش مهمی از کالاهای اساسی است؛ شوک به این شریان، قبل از آن‌که رگِ دیگران را بگیرد، به گلوی اقتصاد ایران فشار می‌آورد ازجمله جهش حق بیمه و کرایه حمل، اختلال در زنجیره تأمین و اثر مستقیم بر معیشت مردم. همزمان، برخی رقبای منطقه‌ای سال‌هاست برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خطوط لوله و پایانه‌های جایگزین ساخته‌اند؛ اثر اختلال الزاماً متقارن نیست و ممکن است کفه فشار بر دوش ما سنگین‌تر بیفتد. بازدارندگی اگر به بهای تهدید سفره شهروندان تمام شود، «آسیب‌پذیری» می‌آفریند نه «قدرت».

 

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین