افزایش قیمت بنزین یک تصمیم سلیقهای یا دلخواهی نیست؛ بلکه اقدامی مشخص، ضروری و مبتنی بر واقعیتهای عینی اقتصاد مقاومتی است. البته این افزایش، اقتضائات خاص خود را دارد که بیتوجهی به آنها، اصل تصمیم را با چالش مواجه خواهد کرد.
به گزارش توسعه گستر، بیایید با نگاهی منصفانه به هزینههای پنهان نگاه کنیم. هر جنگی، چه تحمیلی و چه تهاجمی، هزینههای سنگینی بر دوش کشور میگذارد. وقتی طی یک سال، کشور همزمان با دو جنگ تحمیلی (هزینههای دفاعی و امنیتی سرسامآور) و محاصره تمامعرض اقتصادی مواجه است و در کنار آن، با استراتژیهای چندگانه دشمن در حوزه انرژی روبرو میشود، قطعاً تبعات آن در معادلات کلان اقتصادی ظاهر خواهد شد. ناترازی انرژی، زاییده همین فشارهای بیرونی و نیز کاستیهای درونی است.
اما بخش مهم ماجرا، به غفلتهای ساختاری سالهای گذشته بازمیگردد. عدم حکمرانی صحیح در صنعت خودروسازی و تحمیل خودروهای پرمصرف به مردم، غفلت از توسعه ناوگان حملونقل عمومی کارآمد، و مهمتر از همه، عدم توسعه متوازن و عدالتمحور شهرها و روستاها و تمرکزگرایی افراطی در کلانشهرها، همگی دست به دست هم دادهاند تا مصرف بنزین را به سطحی بیسابقه برسانند. به عبارت روشنتر، ما پیش از اینکه به افزایش قیمت فکر کنیم، باید پاسخگوی عدم توسعۀ زیرساختها باشیم.
و اما سوال اساسی اینجاست: در شرایطی که بهواسطه هدفگیری چند پالایشگاه، قیمت یک بطری آب آشامیدنی ۲۵۰ سیسی به بالای ۲۰ هزار تومان رسیده است، چگونه میتوان انتظار داشت قیمت بنزین (بهعنوان یک کالای حیاتی و تمامشونده) در پایینترین سطح ممکن باقی بماند؟ این پرسش، جای تأمل و تفکر جدی دارد.
در این میان، نباید از یک نکته کلیدی غافل شد: قیمت، تنها یکی از ابزارهای کنترل مصرف است و به تنهایی کارساز نخواهد بود؛ مگر اینکه سایر اهرمهای سیاستی نیز در کنار آن فعال شوند. برای درک عمق این اجبار، کافی است نگاهی به روسیه بیندازیم. آنها علیرغم برخورداری از عظیمترین ذخایر نفت و گاز جهان و در میانه جنگ اوکراین، سهمیه بنزین خودروهای شخصی را به ۲۰ لیتر در روز کاهش دادهاند. اگر غول انرژیای مثل روسیه با آن همه پشتوانه، به چنین محدودیت شدیدی تن داده است، آیا دولت ایران که با تحریمهای فلجکننده، ناترازی عمیق و هزینههای سنگین جنگ دستوپنجه نرم میکند، چارهای جز افزایش قیمت و بازطراحی هوشمندانه سهمیهبندی دارد؟
اما اگر میخواهیم این افزایش قیمت به نتیجه بنشیند و التهابی ایجاد نکند، اصلاحات ساختاری ذیل باید بهعنوان یک بسته مکمل و همزمان اجرایی شود:
۱. توسعه ناوگان حملونقل عمومی با ترخیص فوری اتوبوسها و واگنهای مترو از گمرک
۲. تسهیل و تسریع در واردات خودروهای هیبریدی و برقی با معافیتهای تعرفهای
۳. راهاندازی سرویسهای رفتوآمد ادارات با اتوبوس و مینیبوس (مصرف گازوئیل)
۴. شناوری ساعت کاری ادارات برای پخش شدن ترافیک
۵. شیفتبندی گروههای کاری در نوبت صبح و عصر
۶. توسعه شبکه اینترنتی و دولت الکترونیکی برای کاهش ترددهای غیرضروری
و در کنار همه اینها، مهمترین پیششرطِ اعتمادساز، صداقت در بیان و همافزایی در تصمیم است. مردم از رئیسجمهور و کارگزاران نظام، سخنی صادقانه، شفاف و بیپیرایه انتظار دارند؛ نه اینکه پس از اتخاذ یک تصمیم دشوار، هر مسئولی بهگونهای جداگانه آن را تفسیر یا توجیه کند. آنچه در شرایط حساس امروز بیش از هر داراییِ راهبردی حیاتی است، تصمیمی یکپارچه و موضعی واحد از سوی همه ارکان نظام است. هرگونه اظهارنظر پراکنده، جزئینگر یا موضعگیری پس از تصمیمگیری، نه تنها وحدت رویه را خدشهدار میکند، بلکه بستر را برای سوءاستفاده رسانهای دشمن و تشدید ناامیدی اجتماعی فراهم میآورد.
افزایش قیمت بنزین نه یک انتخاب، که یک الزام است؛ اما این الزام، زمانی عادلانه و کارآمد خواهد بود که با اجرای همزمان بسته اصلاحی، حمایت از دهکهای پایین، و مهمتر از همه، انسجام و صداقت در گفتار و رفتارِ همه کارگزاران همراه شود. در غیر این صورت، گرانی بنزین بدون اصلاح ساختار و بدون وحدت رویه، تنها نصفِ راهِ حل است؛ و در جنگ ترکیبی امروز، نصفکاره ماندن و پراکندهگویی، بهمراتب خطرناکتر از خودِ افزایش قیمت است.
رضا امیدوار تجریشی مدیر مسئول