از دهه ۱۳۸۰ تا کنون درگیر برخی توهمات و تصمیم اشتباه شده ایم که ردپای آن را روی اقتصاد ومحیط زیست به وضوح میبینیم. برخی توجیه می آورند که هدف از برخی اقدامات آسیب زا به محیط زیست و منابع طبیعی درواقع توسعه اقتصادی است. اما از دهه ۱۳۷۰ اصلا معنای توسعه اقتصادی تغییر کرد. در آن دوران گفته شد این مدل توسعه ای که با فدا کردن منابع طبیعی همراه باشد، اصلا پایدار نیست.

به گزارش توسعه گستر از فرارو، آمارهای آلودگی هوا در کلانشهرها، ابعادی نگران کننده پیدا کرده و بسیاری از شهرهای بزرگ کشور، درگیر شرایطی شده اند که عملا تنفس را با مشکل مواجه کرده است. شهرهایی از جمله اهواز، تهران، اصفهان، مشهد به عنوان شهرهایی صنعتی و تجاری بین شهرهایی قرار دارند که در یک ماه اخیر مدام در شرایط حاد آلودگی هوا قرار دارند و در نتیجه با تعطیلی یا دورکاری ادارات و مدارس مواجه می شوند.
آلودگی هوا دست از سر شهروندان شهرهای بزرگ بر نمی دارد اما به نظر می رسد راهکارهایی مثل کاهش شیفت کارمندان و کارگران یا دورکاری نیز می تواند اثراتی مستقیم یا غیرمستقیم بر وضعیت اقتصاد کشور داشته باشد. همچنین برخی اقتصاددان معتقدند ریشه بخشهایی از آلودگی های زیست محیطی تصمیم گیری های حوزه اقتصاد است. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز به بررسی این موضوع پرداخته است:
بخشی از خشکسالی کشور ریشه در تصمیمات غلط اقتصادی دارد
مرتضی افقه گفت: «نمی توانیم در بررسی شرایط موجود، 3 دهه بی تدبیری برخی مسئولان را نادیده بگیریم. این که می گویم 3 دهه، به این علت است که دهه اول پس از انقلاب به جنگ اختصاص دارد و شاید نتوان به اندازه دهه های بعدی انتظاری در جهت پیشرفت اقتصادی داشت. متاسفانه یک گرداب بزرگ شکل گرفته که هر کاری انجام شود، تبعاتی شدید دارد. ریشه آلودگی در کشور به عدم آمایش سرزمینی بر می گردد که مثل برنامه های توسعه فقط نوشته شد اما به آن عمل نشد. برخی افراد با نفوذ محلی یا سیاسی برخی صنایع را در برخی شهرهای خاص متمرکز کردند تا به زعم خود، زرنگی کرده و منفعتی برای خود و شهر خود ایجاد کرده باشند. در استان اصفهان میبینیم که تصمیم گیری های اشتباه در حوزه های صنایع و کشاورزی چه به روز طبیعت آورده است. ما برنامه های علمی متعددی داشتیم و اتفاقا می توانستیم از طریق همین برنامه ها و بر اساس اصول آمایش سرزمین، پیش برویم تا فشار بر زمین، طبیعت و منابع را کاهش دهیم اما با بی کفایتی و بی تدبیری، 50 درصد جمعیت را در چند کلان شهر متمرکز کرده ایم، سپس به ناچار واحدهای صنعتی در این کلان شهرها متمرکز شد تا به بازار هدف نزدیک باشند. همه این ها حاصل مجموعه ای از بی تدبیری هاست که ریشه در تفکری ضدتوسعه و ضد تولید دارد.»
![]()
وی افزود: «در شرایطی که سایه جنگ همچنان به طور کامل از کشور دور نشده و تحریم های متعدد، اقتصاد کشور را تحت فشار قرار داده است، این نوع تصمیم گیری ها جای تعجب دارد. متاسفانه بخشی از خشکسالی کشور نیز ریشه در همین تصمیمات غلط دارد. با توجه به همه این موارد وضعیت موجود هیچکس را غافلگیر نمی کند و شاید از سالها پیش چنین روزهایی قابل پیش بینی بود. این موضوع را نمی توانیم نادیده بگیریم که بخشی از علت حل نشدن مشکلات زیست محیطی اتفاقا، فقر و تورمی است که کنترل نشده است. برای مثال، آن پدر خانواده ای که خودروی فرسوده یا مستهلک دارد اما این خودرو را از رده خارج نمی کند و همچنان با آن کار می کند، دلیلی به جز مشکلات معیشتی ندارد. این مجموعه اتفاقات در عرض یک شب رخ نداده و حاصل سالها اشتباه است.»
توسعه ای که با فداکردن محیط زیست کسب شود پایدار نیست
این اقتصاددان در ادامه گفت:«متاسفانه از دهه 1380 تا کنون درگیر برخی توهمات و تصمیم اشتباه شده ایم که ردپای آن را روی اقتصاد ومحیط زیست به وضوح میبینیم. برخی توجیه می آورند که هدف از برخی اقدامات آسیب زا به محیط زیست و منابع طبیعی درواقع توسعه اقتصادی است. اما از دهه 1370 اصلا معنای توسعه اقتصادی تغییر کرد. در آن دوران گفته شد این مدل توسعه ای که با فدا کردن منابع طبیعی همراه باشد، اصلا پایدار نیست. بنابراین، مفهوم توسعه را باز تعریف کردند. بر اساس تعریف جدید توسعه، توسعه ای پایدار است که منتهی به حفظ محیط زیست و حفظ منابع طبیعی برای نسل های جدید باشد و به همین دلیل از تاریخی که این تعریف ارائه شد، در کشورهای پیشرفته، صنایع مجبور شدند برای پیشگیری از توسعه الودگی از فیلترهای بسیار گرانقیمت استفاده کنند. سالهاست که دولت های پیشرفته با قوانین بسیار سفت و سخت مانع از آن می شوند که تولید به محیط زیست آسیب برساند. این استدلال اشتباهی که برخی می گویند آسیب به محیط زیست در سایه تلاش برای توسعه اقتصادی بوده را نمی توانم بپذیرم.»
وی افزود: «تا زمانی که سیاست گذاری برای توسعه اقتصادی در دست افرادی باشد که سواد مرتبط و کافی را ندارند، نمی توان انتظار حفظ محیط زیست را داشت. آن مفاهیمی که برخی افراد برای توجیه آسیب به محیط زیست استفاده می کنند درواقع مفاهیم ضدتوسعه ای است. نمی شود که آسیب های گسترده به محیط زیست را اینگونه توجیه کرد که ما قصد توسعه داشتیم. اصلا یکی از اصول بنیادین توسعه پایدار، حفظ محیط زیست است. هزینه های احیا و بازسازی محیط زیست دهها برابر آن چیزی است که برخی آقایان تصور می کنند. مشکل کشور ما قوانین نیست. اتفاقا قانون برای حفظ محیط زیست در کنار توسعه صنعتی و اقتصادی کم نداریم. مشکل اصلی عدم توجه و رعایت این قوانین است. قانون می گوید اگر حتی یک درخت در مسیر توسعه یک کارخانه قطع شود، واحدهای صنعتی باید درختی را جایگزین کنند. اما در طول سالهای اخیر اصلا توجهی به حفظ محیط زیست نشد و سازو کارهایی پیش رفت که بیشتر ضدتوسعه است تا حامی توسعه. اگر قرار بود در کشور ما توسعه به درستی اجرا شود، از 7 برنامه توسعه، 6 عدد آن با این رکورد تحقق سی درصدی پیش نمی رفت. عجیب است که آقایان میبینند برنامه های توسعه چقدر ناموفق بوده و باز هم در برنامه های بعدی همان بندهارا تکرار می کنند.»