همه میدانیم که امروز بین ۴۵ تا بیش از ۵۲ درصدِ حقوق دریافتی کارگران صرف هزینههای مسکن میشود. چون بحث مسکن ضرورت است، در کنار آن، سلامت نیز از مولفههایی است که شوخیبردار نیست و باید به طور جدی مدنظر قرار گیرد.
به گزارش توسعه گستر به نقل از ایلنا، گرانی افسارگسیخته دارو و ناتوانی سازمانهای بیمهگر در بهروزرسانی پوششهای حمایتی، به یکی از جدیترین بحرانهای این روزهای جامعه کارگری تبدیل شده است. در شرایطی که دستمزدها حتی کفاف نیمی از هزینههای ماهانه را نمیدهد و بخش عمده درآمد خانوار بلعیده هزینه مسکن میشود، افزایش چند صد درصدی قیمت داروهای حیاتی، کارگران بیمار را به بنبست کشانده است. معضل اصلی اینجاست که داروهایی که نیاز مبرم و روزمره بسیاری از بیماران کارگر است، با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند، اما سازمان تامین اجتماعی همچنان هزینهها را بر مبنای قیمتهای قدیم و منسوخشده محاسبه و پوشش میدهد.
نتیجه این شکاف عمیق، فروش دارو با قیمت آزاد در بسیاری از داروخانههاست؛ مابهالتفاوتی سنگین که پرداخت آن از توان جامعه کارگری با این حقوقهای ناچیز، به هیچوجه ساخته نیست. کارگرانی که نه برای شعارهای انتزاعی، بلکه برای خانه و زندگیشان و کشوری که تمام جوانیشان را برای ساختنش گذاشتند، هر روز عرق میریزند، اکنون در برابر پیشخوان داروخانهها با دست خالی و استیصال رها شدهاند. این استعفای عملی نهادهای متولی از وظایف قانونیشان در حوزه درمان، نه تنها امنیت روانی، بلکه حیات و نفس کشیدن اقشار مزدبگیر را به گروگان گرفته است.
روایت یک کارگر؛ از تایید پزشک معتمد تا شوک قیمتها در داروخانه
یکی از کارگران ساکن مشهد که با این بحران دارویی مواجه شده است، در تشریح تجربه تلخ خود در مراجعه به داروخانه میگوید: «حدود ده سال است که درگیر بیماری دیابت هستم و انسولین تزریق میکنم. هفتههای قبل با توجه به اینکه انسولین نداشتم، به پزشک مراجعه کردم. طبق اسناد، پایش و نظارتی که مدیریت درمان سازمان تامین اجتماعی دارد، آنچه را که دکتر تجویز میکند، پزشک معتمد مدیریت درمان نیز بررسی کرده و حتی بیمار را معاینه میکند؛ در نهایت بر مبنای تجویز پزشک، صحه میگذارند که میزان انسولین مصرفی منطبق با نیاز بیمار است و بدنش به آن نیاز دارد.»
این کارگر در ادامه میافزاید: «با توجه به میزان مصرفم، مدیریت درمان سهمیهای را تایید کرده است که طبق آن باید در بازه زمانی شصت روزه، ده قلم انسولین استفاده کنم. در همان روزها، با این تاییدیه به داروخانه مراجعه کردم. متاسفانه ما با شرکتهای بیمه تکمیلی هم به طور متناوب چالش داریم؛ بسیاری از این شرکتهای بیمهگر خدماتشان را بهروز و آنلاین ارائه نمیدهند. معمولاً داروخانهها از بیمارانِ طرف قراردادِ شرکتهای بیمهگر پول دریافت میکنند و میگویند اسناد و فاکتور را بگیرید و خودتان در پروسه و بروکراسی اداریِ بیمه، پیگیر دریافت هزینهها باشید. در صورتی که وقتی مراجعه میکنیم، داروخانه باید همانجا خدمات را به صورت رایگان محاسبه کند و اگر درصد اختلافی هست، از بیمار اخذ شود. به هر حال، با سلام و صلوات مراجعه کردیم و پرسیدیم که آیا سیستم وصل است و اینترنت مشکلی ندارد تا بتوانند خدمات شرکت طرف قرارداد را اعمال کنند؟ گفتند نه، موردی ندارد. وقتی این را شنیدم، نفسی از سر آسودگی خیال کشیدم که دیگر نیاز به پرداخت مبالغ سنگین از جیب نیست.»
او با اشاره به لحظه مواجهه با قیمتهای جدید میگوید: «چند دقیقه گذشت. مسئول فنی داروخانه صدایم زد و گفت آقا ببخشید، با توجه به اینکه برای شما انسولین تجویز شده، باید بدانید که الان قیمت «لانتوس» به هفتصد و پنجاه هزار تومان و «نوومیکس» به یک میلیون و پانصد هزار تومان رسیده است. پوشش بیمهای روی همان قیمتهای قدیم مانده در حالی که قیمت دارو بیرویه و چند صد درصد افزایش پیدا کرده است. داروخانه به ما اعلام کرد که قرار بوده جلسهای برگزار شود و این موضوع حل و فصل شود، اما آن جلسه هنوز تشکل نشده و تا آن زمان، هزینه با خودِ بیمار است. »
این بیمار میافزاید: «چند روز بعد بود که قیمتهای دارویی به روز شد و توانستم با استفاده از بیمه تکمیلی دارویم را بگیرم. این تاخیر اما فشار و استرس زیادی به من وارد آورد.»
درمان کارگران نباید فدای تعلل مدیران شود
سیمین یعقوبیان (فعال کارگری ساکن مشهد) نیز با انتقاد شدید از این رویه و رهاشدگی بیماران کارگر در بازار نجومیِ دارو تصریح میکند: «با توجه به فراوانی جمعیت بیمارانی که درگیر دیابت یا سایر بیماریهای خاص هستند، باید بدانیم که این دارو یک نیاز حیاتی است. این دارو اگر به بدن نرسد، فرد دچار مشکل جدی میشود و حتی نوسانات دارویی میتواند منجر به فوت و سلب حیات بیمار شود. مطالبه جدی ما این است که صندوقهای بیمهگر، اعم از نیروهای مسلح، بیمه سلامت و به ویژه سازمان تامین اجتماعی، با توجه به وظایف و رسالت ذاتیشان، نگاه ویژهای به این بیماران خاص داشته باشند و خدمات درمانی را به هیچ وجه از این افراد دریغ نکنند.»
این فعال کارگری تاکید میکند: «اگر نیاز به جلسه است، باید فوراً و بدون فوت وقت جلسات فوقالعاده را برگزار کنند، چون بدن این بیماران هر روز و هر لحظه به انسولین نیاز دارد و کارگر توان پرداخت این ارقام را ندارد. امروز اگر ما شاهد درصدی افزایش حداقل مزد بودیم، سایر تعرفهها و قیمتهایی که دولت در آن نقش دارد نیز باید متناسب با همان میزان درآمدِ در نظر گرفته شده برای خانواده کارگری کنترل شود. اگر این مقولهها همگن و متقارن نباشند، قطعاً زندگی خانواده کارگری دچار چالشهای ویرانگر میشود. حتما باید به این موضوع رسیدگی فوری شود.»
یعقوبیان در پایان با اشاره به هزینههای کمرشکن زندگی کارگران میافزاید: «همه میدانیم که امروز بین ۴۵ تا بیش از ۵۲ درصدِ حقوق دریافتی کارگران صرف هزینههای مسکن میشود. چون بحث مسکن ضرورت است، در کنار آن، سلامت نیز از مولفههایی است که شوخیبردار نیست و باید به طور جدی مدنظر قرار گیرد. از متولیان امر صراحتاً میخواهیم هرچه سریعتر لیست داروهای مشمول را مشخص کنند، ضریبها را بهروزرسانی کرده و قیمت تمامشده را به گونهای محاسبه کنند تا این اقدام هرچه زودتر عملیاتی شود و بیماران از این بلاتکلیفی خارج شوند. ما بعد از دوران کرونا سیستمهای رصد و پایش دقیقی برای دارو داریم که گام موثری برای جلوگیری از بازارهای متفرقه بوده و مصرف واقعی بیمار را مشخص میکند؛ پس وقتی سیستمهای پایش مصرف دارو را تایید کردهاند، دور از انصاف و عدالت است که برای سهمیه انسولینی که پزشکان معتمد تایید کردهاند، بیمار مجبور باشد حدود هفت میلیون و پانصد هزار تومان بپردازد و منتظر بماند تا ببیند چه زمانی این پول را بیمه تکمیلی میپردازد. ما قویاً خواستارم که به عنوان یک ضرورت و اولویت حیاتی به این وضعیت رسیدگی شود.»
