در پی انتشار اخباری مبنی بر آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده ایران، پرسشهای متعددی درباره اثرات این منابع بر ثبات بازار ارز و معیشت مردم مطرح شده است.
به گزارش توسعه گستر؛ عباس علویراد، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفتگوی پیشرو معتقد است که این منابع میتوانند نقش یک «پنجره فرصت» را ایفا کنند؛ به شرط آنکه صرفاً به مصرف روزمره نرسند و در جهت ترمیم زنجیرههای آسیبدیده تأمین کالا به کار گرفته شوند.
پرسش: جناب علویراد، در روزهای اخیر مجدداً بحث آزادسازی بخشی از داراییهای ارزی مسدودی ایران مطرح شده است. از نگاه شما، این رخداد در شرایط فعلی اقتصاد ما چه ابعادی دارد؟
عباس علویراد: آزادسازی بخشی از داراییهای ارزی ایران، اگر تداوم داشته باشد، میتواند در حکم یک «تنفس موقت» برای اقتصاد کشور عمل کند. اما نکته کلیدی اینجاست که موفقیت این اقدام در کاهش فشار بر بازار ارز و تعدیل انتظارات تورمی، کاملاً مستلزم مدیریت دقیق و استراتژیک منابع است. ما باید از تکرار تجربههای پیشین که در آن منابع صرفاً هزینه شدند و اثر پایداری نداشتند، جلوگیری کنیم. نوسانات اخیر دلار و آسیبهایی که به زنجیره تأمین کالاهای اساسی وارد شده، ضرورت این مدیریت هوشمندانه را دوچندان کرده است.
پرسش: شما به «مدیریت انتظارات» اشاره کردید. این منابع ارزی دقیقاً چگونه میتوانند انتظارات کارگزاران اقتصادی را در بازار پرتلاطم فعلی تعدیل کنند؟
علویراد: در اقتصاد، مدیریت انتظارات یکی از دشوارترین وظایف سیاستگذاران است. زمانی که تنشهای منطقهای بالا میگیرد و نرخ دلار نوسانی میشود، جریان آزادسازی منابع ارزی نه فقط یک رویداد مالی، بلکه یک «ابزار راهبردی» برای مدیریت بحران است.
این منابع دو اثر فوری دارند: نخست، به حفظ نسبی ارزش پول ملی کمک میکنند. دوم، با ورود این نقدینگی ارزی به چرخه، بازار احساس میکند که ذخایر در دسترس هستند. در نتیجه، عوامل اقتصادی از حالت تدافعی و ذخیره کردن ارز خارج میشوند و همین تغییر رفتار، از شدت نوسانات میکاهد.
پرسش: آیا میتوان گفت با این آزادسازی، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران و بحران ارزی به پایان میرسد؟
علویراد: خیر، باید میان «تأثیرگذاری مثبت» و «حل کامل مشکلات» تفکیک قائل شویم. آزادسازی چند میلیارد دلار به معنای پایان یافتن معضلات ساختاری نیست. این منابع نمیتوانند تمام گرههای اقتصادی را باز کنند، اما میتوانند یک «تنفسی محدود» ایجاد کنند. این فرصت زمانی ارزشمند میشود که دولت از آن برای بازنگری در مسیرهای بلندمدت استفاده کند، نه اینکه با مصرف کوتاهمدت، فرصت تصمیمگیری استراتژیک را بسوزاند.
پرسش: در بخشی از تحلیل خود به «زنجیره تأمین» اشاره کردید. تنشهای اخیر و نوسانات ارزی چه آسیبی به این بخش وارد کرده و منابع آزاد شده چه کمکی به آن میکنند؟
علویراد: واقعیت این است که در ۱۴ تا ۱۵ ماه گذشته، به دلیل ناامنیها و تنشهای منطقهای، جریان تولید و توزیع کالاهای اساسی دچار اختلال شده است. آسیب به زنجیره تأمین در بخش مواد اولیه و کالاهای واسطهای یک واقعیت انکارناپذیر است.
در اینجا نقش دوم داراییهای آزاد شده نمایان میشود: «بازسازی زنجیره تأمین». استفاده از این ارز برای واردات مواد اولیه میتواند عرضه کالا را در بازار تقویت کند. طبق مکانیسم عرضه و تقاضا، وقتی عرضه بهبود یابد، فشار تقاضا فروکش کرده و ثبات قیمتها محقق میشود.
پرسش: به عنوان سوال آخر، پیشنهاد اصلی شما به سیاستگذاران برای بهرهبرداری از این موقعیت چیست؟
علویراد: تأکید من این است که اقتصاد ایران اکنون به «زمان برای تصمیمگیری» نیاز دارد. آزادسازی منابع ارزی نباید صرفاً به عنوان یک «مسکن موقت» برای سرکوب نوسانات لحظهای نرخ ارز مصرف شود. این منابع یک «سرمایه استراتژیک» برای ترمیم زنجیره تأمین و بازگرداندن اعتماد به بخش تولید و توزیع هستند. تنها با این رویکرد است که میتوان از این فرصت برای عبور از مسیر پرچالش فعلی و حرکت به سوی ثبات در افقهای بلندمدت استفاده کرد.
