ابعاد راهبردی شکست محاسباتی غرب در سوگ منطقه‌ای رهبر شهید انقلاب

حضور میلیونی و بی‌سابقه مردم در شهرهای مختلف ایران و کشورهای محور مقاومت در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، فراتر از یک آیین سنتی سوگواری، حاوی پیام‌های ژئوپلیتیک و راهبردی مهمی بود که تمام محاسبات دستگاه‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای غرب را با چالشی جدی مواجه کرد.

جعفر قنادباشی، کارشناس و تحلیلگر مسائل منطقه، در گفتگو با پایگاه خبری توسعه گستر به واکاوی ابعاد این رویداد پرداخته است. وی معتقد است بزرگ‌ترین ضربه به غرب در این تحول، نه در میدان نظامی، بلکه در حوزه «برآورد اطلاعاتی» رقم خورد. قنادباشی تلاقی فرهنگ‌های مشترک ملت‌های منطقه در این مراسم را پیش‌زمینه عینی ساخت تمدن نوین اسلامی ارزیابی می‌کند که در ادامه مشروح این گفتگو را می‌خوانید.
پرسش: جناب قنادباشی، مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی با حضور کم‌نظیر مردم در ایران و چندین کشور منطقه همراه بود. از دیدگاه شما، پیامد راهبردی این حضور چیست و چرا تحلیلگران غربی در ارزیابی و پیش‌بینی آن ناتوان ماندند؟
جعفر قنادباشی: بسم الله الرحمن الرحیم. واقعیت این است که وداع میلیونی با رهبر شهید انقلاب اسلامی در شهرهای مختلف ایران و کشورهای محور مقاومت، فراتر از یک آیین ساده و سنتی سوگواری بود. این رویداد عظیم، حاوی یک پیام استراتژیک و عمیق بود که تمام محاسبات، فرضیات و پیش‌بینی‌های دستگاه‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای غرب را به طور کامل بر هم زد.
این حضور گسترده مردمی که با وجود فشارهای سنگین امنیتی، موانع سیاسی غرب، دشواری‌های فراوان مسیر و گرمای طاقت‌فرسای هوا شکل گرفت، واقعیتی را برملا کرد که تحلیلگران اتاق‌های فکر در واشنگتن، تل‌آویو و پایتخت‌های غربی از درک آن عاجز مانده بودند؛ این واقعیت ملموس، چیزی نیست جز «تداوم و عمق پیوند میان ملت‌های منطقه و گفتمان انقلاب اسلامی».
پرسش: شما به موضوع برآوردهای اطلاعاتی اشاره کردید. آیا می‌توان گفت شکست اصلی غرب در این ماجرا، یک شکست اطلاعاتی و محاسباتی بوده است؟
جعفر قنادباشی: بله، دقیقاً همین‌طور است. به نظر من مهم‌ترین شکست راهبردی غرب در وقایع اخیر، نه در میدان نبرد نظامی یا ابزارهای سخت، بلکه در حوزه «برآورد اطلاعاتی» رقم خورد. هیچ‌یک از تحلیلگران بین‌المللی و تئوریسین‌های غربی پیش‌بینی نمی‌کردند که با وجود سال‌ها تبلیغات سنگین، مداوم و پرهزینه رسانه‌ای برای دگرگون‌سازی ذهنیت ملت‌های منطقه نسبت به جمهوری اسلامی ایران، چنین خروش عظیمی در پهنه جغرافیایی منطقه شکل بگیرد.
تصاویری که از مشهد، قم، نجف، کربلا، بیروت و دیگر نقاط منطقه در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید و همراهان ایشان مخابره شد، نشان‌دهنده یک «بسیج ارگانیک» مردمی بود؛ بسیجی که هیچ دستگاه کنترلی یا سازمان‌دهی دولتی در پشت صحنه آن قرار نداشت و کاملاً خودجوش و برخاسته از بطن جوامع بود.
پرسش: این ناکامی در محاسبات، چه شباهتی به رفتارهای پیشین نهادهای اطلاعاتی غرب و صهیونیست‌ها دارد؟
جعفر قنادباشی: این حضور پرشور، پاسخ عملی و قاطعی به تمام سناریوهای رسانه‌ای غرب بود؛ سناریوهایی که همواره تلاش داشتند این‌گونه القا کنند که پیوند مردم ایران با نظام سیاسی‌شان از بین رفته است. همان‌طور که در رخدادهای پیشین منطقه، اشتباهات مکرر در برآوردها منجر به شکست‌های بزرگ سیاسی و امنیتی برای دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و رژیم صهیونیستی از جمله موساد شد، در این رویداد نیز دست‌اندرکاران رسانه‌ای و اتاق‌های فکر غرب که راهبردهای فریب افکار عمومی را هدایت می‌کردند، در برابر عظمت این حضور مردمی دچار بن‌بست و سرگردانی شدند.
واقعیت اساسی که غرب از فهم آن عاجز ماند، این است که آن‌ها نتوانسته بودند درک کنند این سوگواری، نه صرفاً برای یک «شخص»، بلکه در حقیقت برای یک «طرز تفکر» و یک «جهان‌بینی» پویا و جاری است.
پرسش: در بخشی از تحلیل‌های خود، به تقابل پارادایم‌ها در جهان اسلام اشاره کرده‌اید. این تقابل شامل چه قرائت‌هایی می‌شود و پیوند مردم با رهبر شهید چه نسبتی با آن‌ها دارد؟
جعفر قنادباشی: برای تحلیل دقیق این خیزش، باید تقابل پارادایم‌های حاکم بر جهان اسلام را شناسایی کنیم. امروز در جغرافیای سیاسی منطقه، ما با رقابت سه قرائت متفاوت از اسلام مواجه هستیم:
قرائت اول، «اسلام آمریکایی» است؛ یعنی همان الگویی که با تسلیم مطلق در برابر اراده غرب، بیت‌المال کشورهای اسلامی را به مثابه یک «گاو شیرده» در اختیار بیگانگان قرار می‌دهد و در نهایت به وابستگی کامل و تحقیر ملی ختم می‌شود.
قرائت دوم، «اسلام تکفیری و داعشی» است؛ قرائتی خشن، افراطی و انحرافی که با اعمال خشونت‌های بی‌حد و حصر، سعی در ارائه چهره‌ای کریه و ترسناک از دین اسلام دارد. این جریان محصول مستقیم طراحی‌های امنیتی غرب برای ایجاد جنگ داخلی و فرسایشی در جهان اسلام است.
اما قرائت سوم، «اسلام ناب و انقلابی» است؛ قرائتی که مدافع حقوق مظلومین جهان است و هم‌زمان خواستار تعالی، ترقی، پیشرفت علمی و تمدنی جوامع اسلامی است. این همان قرائتی است که در ایران فرصت بروز و ظهور یافته و مدل حکمرانی آن بر پایه اصول نبوی، اما با نگاه به افق‌های نوین تمدنی بنا شده است.
وی افزود: پیوند عمیق مردم منطقه با رهبر شهید، در واقع اعلام وفاداری مجدد و آشکار به این قرائت سوم است؛ قرائتی که در آن، پیامبر اکرم (ص) نه تنها به عنوان یک پیشوای مذهبی و اخلاقی، بلکه به عنوان معمار یک تمدن بزرگ، مقتدر و عدالت‌محور که در عصر خود بزرگ‌ترین ابرقدرت‌های جهان را به لرزه درآورد، بازخوانی و الگوبرداری می‌شود.
پرسش: واژه «مبعوث‌شدن» یا برانگیختگی ملت‌ها که در توصیف این رویدادها به کار می‌رود، چه معنای راهبردی در جغرافیای سیاسی منطقه دارد و چگونه به تمدن‌سازی منجر می‌شود؟
جعفر قنادباشی: واژه «مبعوث‌شدن» یا برانگیختگی ملت‌ها، کلیدواژه‌ای اساسی برای درک آینده منطقه است. این حضور حماسی ثابت کرد که مرزهای قراردادی سیاسی و جغرافیایی، هرگز مانعی برای گسترش و تقویت یک «فرهنگ مشترک» نیستند. وقتی فرهنگ‌ها و ارزش‌های مشترک در میان ملت‌های ایران، عراق، لبنان، بحرین، پاکستان و دیگر کشورها تقویت و هم‌افزا می‌شود، بسترهای عینی و لازم برای ایجاد یک «تمدن بزرگ اسلامی» مهیا می‌گردد.
باید تاکید کرد که هدف غایی و استراتژیک رهبر شهید نیز دقیقاً همین ایجاد تمدن اسلامی بود؛ تمدنی که بر پایه فرهنگ، ارزش‌ها و باورهای مشترک ملت‌ها استوار است، نه بر مبنای قراردادهای سیاسی متزلزل و دیپلماتیک دولتی.
حضور مردم در این مراسم نشان داد که این فرهنگ مشترک، به رغم هجمه‌های بی‌امان، همه‌جانبه و مداوم رسانه‌ای غرب در طول سال‌های اخیر، نه تنها تضعیف نشده، بلکه به دلیل ادراک عمیق عمومی از «صحت این قرائت» در مواجهه با واقعیت‌های ملموس منطقه، به مراتب مستحکم‌تر شده است. توده‌های مردم در کشورهای مختلف به این درک رسیده‌اند که این قرائت از اسلام، تنها راه برون‌رفت از بن‌بست‌های معیشتی، سیاسی و امنیتی تحمیل‌شده بر منطقه است.
پرسش: واکنش و موضع غرب در قبال این تحول جدید چیست و چرا از این رویداد احساس خطر راهبردی می‌کنند؟
جعفر قنادباشی: غرب و سردمداران نظام سلطه اکنون با واقعیتی بسیار هولناک برای منافع نامشروع خود مواجه شده‌اند که می‌توان آن را «آزادسازی یک پتانسیل مردمی عظیم» نامید. آنچه در این روزها رخ داد، به هیچ وجه یک پایان نبود، بلکه آغازگر یک نمایش قدرت از پتانسیل عظیمی است که تا پیش از این در لایه‌های زیرین جامعه پنهان مانده بود، اما اکنون به طور کامل به صحنه آمده است.
ترس و نگرانی عمیقی که این روزها در تحلیل‌ها و مواضع مقامات غربی مشاهده می‌شود، ناشی از همین رهاشدگی پتانسیل ملت‌هاست. آن‌ها به خوبی درک کرده‌اند که خون‌های پاک ریخته شده و همگرایی بی‌سابقه‌ای که بر سر مزار رهبر شهید شکل گرفته، موتور محرکه‌ای قدرتمند برای حرکت به سمت آینده‌ای کاملاً متفاوت خواهد بود.
این تحلیلگر مسائل منطقه خاطرنشان کرد: بی‌تردید غرب تلاش خواهد کرد تا با ابزارهای تحریف، عملیات روانی و دستکاری واقعیت، این پتانسیل عظیم را سرکوب یا منحرف کند. اما این سیلاب خروشان مردمی، راه خود را به سوی هدف نهایی یعنی استقلال تمدنی باز کرده است.
در نهایت، آنچه در شهرهایی چون مشهد، قم، تهران، نجف، کربلا، اسلام‌آباد و سایر نقاط منطقه به ثبت رسید، سندی محکم بر شکست تلاش‌های چنددهه‌ای غرب برای سکولاریزه کردن یا به حاشیه راندن گفتمان اصیل انقلاب بود. باید بپذیریم که منطقه وارد فصل جدیدی از تاریخ خود شده است؛ فصلی که در آن، ملت‌ها دیگر تماشاگران منفعل نیستند، بلکه به عنوان بازیگران اصلی و مستقیم ساخت تمدن نوین اسلامی به میدان آمده‌اند و این واقعیتی است که تاریخ در ماه‌های آینده، جزئیات و ابعاد بیشتری از آن را به جهان دیکته خواهد کرد.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین