عضو کمیته تخصصی بخش حمل و نقل دریایی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با اشاره به نقش سیاست در هدایت بازارها، گفت: تحولات اخیر نشان داد که سیاست و ژئوپلیتیک بار دیگر به بازیگران اصلی اقتصاد بینالملل تبدیل شدهاند و تصمیمهای سیاسی، تحریمها، مناقشات منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ اکنون میتوانند مسیر سرمایهگذاری، تجارت و حتی نرخ تورم را تعیین کنند.
کامبیز اعتمادی اظهار داشت: اقتصاد جهانی در سالهای اخیر با بحران کم مواجه نبوده است؛ از همهگیری کرونا و بحران انرژی گرفته تا جنگهای منطقهای و تنشهای فزاینده میان قدرتهای بزرگ. اما آنچه امروز نگرانی اقتصاددانان را افزایش داده، صرفاً وقوع یک بحران جدید نیست، بلکه همزمانی چندین بحران است که میتواند مسیر رشد اقتصاد جهانی را در سالهای آینده تغییر دهد.
وی گفت: نتایج تازهترین ارزیابیها نشان میدهد بسیاری از اقتصاددانان انتظار دارند رشد اقتصادی جهان کندتر شود و تورم برای مدت طولانیتری در سطوح بالا باقی بماند. این ترکیب نگرانکننده، یادآور دورههایی است که اقتصاد جهانی با افزایش هزینهها و کاهش رونق اقتصادی بهطور همزمان مواجه بوده است.
این استاد دانشگاه یادآور شد: طی سه دهه گذشته، اقتصاد جهان از مزایای جهانیشدن بهرهمند بود. شرکتها مواد اولیه را از یک کشور تهیه میکردند، در کشوری دیگر تولید انجام میدادند و محصولات خود را در بازارهای مختلف جهان میفروختند. این شبکه گسترده باعث کاهش هزینهها و افزایش رشد اقتصادی شد، اما اکنون این الگو با چالشهای جدی روبهرو شده است.
وی خاطرنشانکرد: در گذشته، شرکتها معمولاً ارزانترین و کارآمدترین مسیر را انتخاب میکردند، اما امروز امنیت و ثبات به اندازه هزینه اهمیت پیدا کرده است. بسیاری از بنگاههای بزرگ بینالمللی نگرانند که جنگها، تحریمها یا تنشهای سیاسی بتواند زنجیره تأمین آنها را مختل کند. به همین دلیل در حال بازنگری محل سرمایهگذاریها و مسیرهای تجاری خود هستند؛ تغییری که هرچند ریسکها را کاهش میدهد، اما هزینههای تولید را افزایش میدهد.
اعتمادی بیانداشت: همین افزایش هزینهها یکی از دلایل اصلی نگرانی درباره تورم است. اقتصاددانان بارها هشدار دادهاند که اقتصاد جهانی فقط با کمبود تقاضا مواجه نیست، بلکه با مشکلاتی در سمت عرضه نیز روبهروست. به بیان ساده، مساله فقط این نیست که مردم چه مقدار میخواهند خرید کنند؛ مساله این است که تولید و انتقال کالاها نیز دشوارتر و گرانتر شده است.
وی ادامهداد: در این میان، بازار انرژی همچنان یکی از حساسترین نقاط اقتصاد جهانی محسوب میشود. تجربه تاریخی نشان داده هر زمان عرضه نفت با اختلال جدی مواجه شده، اثرات آن به سرعت به سایر بخشهای اقتصاد سرایت کرده است. افزایش قیمت سوخت، هزینه حملونقل را بالا میبرد؛ هزینه حملونقل به قیمت کالاها منتقل میشود و در نهایت مصرفکنندگان در سراسر جهان هزینه آن را پرداخت میکنند.
عضو کمیته تخصصی بخش حمل و نقل دریایی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی اظهار داشت: به همین دلیل است که هرگونه تهدید علیه مسیرهای اصلی انتقال انرژی به ویژه تنگه هرمز، با دقت از سوی بازارها دنبال میشود.
وی تصریحکرد: این آبراه فقط یک گذرگاه منطقهای نیست؛ یکی از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی است. اختلال طولانیمدت در این مسیر میتواند شوکی مشابه برخی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی دهههای اخیر ایجاد کند و موج تازهای از افزایش قیمتها را در سراسر جهان به راه اندازد.
اعتمادی با اشاره به اینکه نگرانی دیگر به افزایش نقش سیاست در تصمیمات اقتصادی بازمیگردد، افزود: در سالهای گذشته بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند اقتصاد جهانی بیش از هر چیز توسط نیروهای بازار هدایت میشود، اما تحولات اخیر نشان دادهاند که سیاست و ژئوپلیتیک بار دیگر به بازیگران اصلی اقتصاد بینالملل تبدیل شدهاند. تصمیمهای سیاسی، تحریمها، مناقشات منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ اکنون میتوانند مسیر سرمایهگذاری، تجارت و حتی نرخ تورم را تعیین کنند.
وی گفت: در چنین شرایطی، جهان با نوعی پارادوکس اقتصادی روبهروست. از یک سو بانکهای مرکزی برای مهار تورم ناچارند نرخهای بهره را بالا نگه دارند و از سوی دیگر همین سیاستها میتواند رشد اقتصادی را محدود کند. به همین دلیل بسیاری از کشورها در تلاشند میان کنترل تورم و حفظ رشد اقتصادی تعادل برقرار کنند؛ هدفی که دستیابی به آن هر روز دشوارتر میشود.
این استاد دانشگاه بیانداشت: واقعیت این است که اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده که در آن نا اطمینانی به یک ویژگی دائمی تبدیل شده است. اگر در دهههای گذشته مهمترین دغدغه سیاستگذاران افزایش رشد و گسترش تجارت بود، امروز مدیریت ریسک، امنیت انرژی و تابآوری اقتصادی در مرکز توجه قرار گرفته است.
وی اضافهکرد: بر همین اساس، چشمانداز سالهای پیش رو بیش از هر زمان دیگری به تحولات ژئوپلیتیکی وابسته خواهد بود. هرچه تنشها طولانیتر شوند، احتمال تداوم رشد ضعیف، تورم بالا و بیثباتی در بازارهای مالی افزایش خواهد یافت. اقتصاد جهانی هنوز از ظرفیت عبور از این چالشها برخوردار است، اما مسیر پیش رو دیگر به همواری دهههای گذشته نخواهد بود.
