سفیر پیشین پاکستان در ایران، با تاکید بر لزوم نگریستن به ادعاهای ترامپ با دیده شک، تصریح کرد که مواضع واشنگتن با رفتارش همخوانی ندارد. او با اشاره به بنبست محاصره دریایی و دیگر چالشهای منطقهای جنگ جاری را عامل تقویت نیاز به «معماری امنیتی جدید» با حضور همه کشورهای مسلمان منطقه در جهت کنترل سرنوشت این منطقه دانست.
به گزارش توسعه گستر به نقل از ایسنا، همزمان با گمانهزنیها درباره توافق احتمالی تهران و واشنگتن، اسلامآباد به عنوان کانال امن دیپلماتیک در قلب تحولات منطقه قرار گرفته است. خبرنگار ایسنا در گفتوگویی اختصاصی با آصف درانی، سفیر پیشین پاکستان در ایران و نماینده ویژه سابق این کشور در امور افغانستان، ابعاد پشتپرده ادعاهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، چالشهای میانجیگری و دورنمای شکلگیری یک بلوک قدرت ۶۰۰ میلیون نفری در منطقه را به بحث گذاشته است.
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که منطقه بیش از هر زمان دیگری در مواجهه با مداخلههای فرامنطقهای و نوسانات ناشی از تروریسم در مرزها، به یک بلوغ دیپلماتیک برای حلوفصل درونساختاری بحرانها نزدیک شده است. ادعاهای مکرر و سینوسی واشنگتن مبنی بر در دسترس بودن یک توافق کوتاهمدت، در کنار بنبست محاصرههای دریایی در آبراههای استراتژیک، کشورهای کلیدی منطقه را به این درک مشترک رسانده است که صلح پایدار نه از مسیر کاخ سفید، بلکه از معبر همگرایی پایتختهای منطقهای عبور میکند. در این میان، اسلامآباد با تکیه بر اعتماد دوجانبه با تهران و حفظ کانالهای ارتباطی با غرب، تلاش دارد در این گفتوگو ابعاد این نقشآفرینی را تبیین کند.
اما ویژگی متمایز این گفتوگو، عبور از نگاههای مقطعی و ورود به فاز ایدهپردازی برای ساختارهای کلان منطقهای است که سفیر پیشین پاکستان سعی کرده در تحلیل خود، ضرورت حرکت به سمت یک «معماری امنیتی جدید» را مطرح کند؛ ایدهای که بر پایه تضمینهای متقابل، مهار تروریسم در مرزها و همگرایی قدرتهای سنتی استوار است تا زمینهساز ظهور یک بلوک قدرتمند ۶۰۰ میلیون نفری در منطقه شود.
مشروح گفتوگوی ایسنا با «آصف دُرانی» سفیر پیشین پاکستان در ایران به شرح زیر است:
رئیسجمهور آمریکا اخیراً از یک چارچوب توافق ۶۰ روزه جدید با ایران خبر داده است. به گفته رسانههای آمریکایی ترامپ حدود 40 بار از ماه مارس ادعا کرده که یک توافق نهایی در دسترس است. در همین حال، وزارت امور خارجه ایران ضمن رد ادعای اخیر دونالد ترامپ، تأکید کرد که هنوز هیچ توافقی نهایی نشده است. با توجه به سوابق گسترده دیپلماتیک شما، ارزیابیتان از اعتبار ادعاهای ترامپ چیست؟ آیا این صرفاً یک سیگنالدهی روانی است یا بازتابی واقعی از مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک پشت پرده؟
آصف درانی: رئیسجمهور ترامپ برای نهایی کردن یک توافق بسیار مشتاق و عجول به نظر میرسد، اما به نوعی انگار کلمات مناسب را برای بیان و پیشبرد آن پیدا نمیکند. همانطور که شما هم بهدرستی اشاره کردید، این اولین بار نیست که چنین ادعاهایی مطرح میشود. او یک روز موضع تندی میگیرد و روز دیگر لحن ملایمی به خود میگیرد؛ اما در نهایت شما هیچ نتیجه ملموسی را در عمل مشاهده نمیکنید. بنابراین، ما باید منتظر بمانیم و ببینیم چه میشود؛ اما در حال حاضر، هر چه آقای ترامپ میگوید را باید با دیده شک و تردید نگریست و نمیتوان بهراحتی آن را باور کرد.
گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه این توافق ممکن است در ژنو امضا شود، اما نه ایران و نه پاکستان این خبر را تأیید نکردهاند. به نظر شما کدام مسیر یا بستر برای امضای یک توافق احتمالی واقعبینانهتر است؟
آصف درانی: در زبان انگلیسی ضربالمثلی است که میگوید «برای رقص تانگو به دو نفر نیاز است» یا به عبارتی دیگر، یک دست صدا ندارد، باید گفت که اگر آقای ترامپ خواهان توافق است، باید حاضر به فشردن دست ایران هم باشد. تا آنجا که ما میدانیم و حداقل در پاکستان از آن اطلاع داریم، هنوز مشخص نیست که چه نوع تفاهم یا توافقی حاصل شده است. از طرفی آمریکا نمیتواند به طرفین و کشورهای مربوطه دستور بدهد تا خواستههای او را فوری اجرا کنند.
از زمان آغاز آتشبس، همه طرفها بهجز ایالات متحده تأکید کردهاند که این آتشبس باید شامل همه جبههها از جمله لبنان باشد. با این حال، شاهد بودهایم که اسرائیل و آمریکا بارها آتشبس را نقض کردهاند. در چنین شرایطی، پاکستان به عنوان میانجیگری که مورد اعتماد ایران است، با چه چالشهایی روبروست؟
آصف درانی: من فکر میکنم مهمترین و اصلیترین چالش این است که دو طرف اصلی ماجرا هنوز فرسنگها از هم فاصله دارند و به یکدیگر نزدیک نشدهاند؛ این ناامیدکنندهترین بخش کار برای یک میانجی است. اما حل این مساله تا حد زیادی به خود طرفها، یعنی ایران و ایالات متحده بستگی دارد که به یک جمعبندی برسند. کاری که پاکستان انجام داده، عمدتاً در قالب انتقال پیامها از ایران به آمریکا و از آمریکا به ایران بوده است.
دلیل این نقشآفرینی هم این است که وقتی به منطقه و فراتر از آن نگاه میکنید، این نوع رابطه پاکستان با ایران است که نشان میدهد ایران به پاکستان اعتماد دارد. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز بهویژه پس از جنگ با هند و نقشی که رئیسجمهور ترامپ در میانجیگری بین پاکستان و هند ایفا کرد، موضع متفاوتی دارد و نقش میانجیگرانه او در پاکستان مورد تقدیر قرار گرفته است. از این جهت میتوان گفت که دو کشور نیز رابطهای بر پایه اعتماد (حداقل در این موضوعات) دارند. بنابراین، چالش بسیار بزرگی پیش روی ماست. برای پاکستان، چالش اصلی مساله «صلح» است؛ زیرا ما هرچند مستقیماً در این درگیری دخالتی نداریم، اما به دلیل نوسانات قیمت نفت تحت تأثیر قرار میگیریم. از طرفی ما همسایه دیوار به دیوار ایران هستیم؛ کشوری برادر که نمیخواهیم هیچ آسیبی به آن برسد و خواهان جنگ, مرگ و نابودی نیستیم. این خود یک چالش بزرگ است که پاکستان را وادار میکند تا تمام تلاش خود را برای نزدیک کردن طرفین به میز مذاکره و دستیابی به توافق به کار بندد.
شما بهدرستی اشاره کردید که برای تانگو به دو نفر نیاز است. اما ما شاهدیم که آمریکاییها از خواستههای زیادهخواهانه خود کوتاه نیامدهاند؟
آصف درانی: من از جزئیات دقیق خواستهها مطلع نیستم، اما شیوهای که ایالات متحده این خواستهها را در خصوص مساله هستهای مطرح میکند، به نظرم جای بحث دارد. من فکر میکنم ایران کاملاً این حق را دارد که برای اهداف صلحآمیز به فناوری هستهای دسترسی داشته باشد؛ همانطور که در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نیز آمده است. من فکر نمیکنم ایالات متحده بتواند NPT را بر اساس خواست و اراده خود تغییر دهد. بنابراین در این زمینه، موضع ایران را قوی میدانم.
در ارزیابی شما، تهاجم آمریکا و محاصره دریایی علیه ایران، در بلندمدت چه تأثیری بر کل منطقه خواهد داشت؟
آصف درانی: این یک مساله دوطرفه است؛ زیرا ایران نیز تنگه هرمز را مسدود کرده و اکنون آمریکاییها هم یک محاصره ایجاد کردهاند. این وضعیت به همه کشورهایی که کالاها و تجارتشان از تنگه هرمز عبور میکند، آسیب میزند.
آیا هرگونه شکست در میانجیگری پاکستان میان ایران و آمریکا روی روابط اسلامآباد با تهران و واشنگتن یا دیگر بازیگران منطقهای تأثیر خواهد گذاشت؟
آصف درانی: فکر نمیکنم. ایران و آمریکا تلاشهای پاکستان را به رسمیت شناختهاند. امیدواریم که این تلاشها ثمربخش باشد، اما شکست بخشی از واقعیت است و ممکن است تلاشهای اسلامآباد با شکست مواجه شود، اما این شکست احتمالی روی روابط پاکستان تأثیری نخواهد گذاشت، چرا که پاکستان عضوی از این درگیری نیست. اما باید امیدوار باشیم که در منطقه صلح برقرار شود.
از طرفی این جنگ باعث تقویت روابط ایران و پاکستان شده و تعاملات دوجانبه ما عمیقتر شده است. آیا شما این را یک روند صعودی و پایدار میدانید که بعد از جنگ هم ادامه خواهد داشت، یا صرفاً یک فرصت کوتاهمدت است که دو کشور اکنون از آن استفاده میکنند؟
آصف درانی: من سفیر پاکستان در ایران بودهام و از طرفداران سرسخت روابط بزرگ اقتصادی و تجاری میان دو کشور هستم. اگر به آمار ۲۰ سال گذشته نگاه کنید، تجارت ما همواره در حال رشد بوده و تراز تجاری نیز به نفع ایران بوده است. بنابراین از طرف پاکستانی، همیشه تلاش برای توسعه تجارت وجود داشته و پاکستان بسیار خوشحال خواهد شد اگر این روابط تجاری بیشتر رشد کند و حاضر است به رشد آن کمک کند.
آیا این امیدواری وجود دارد که روابط بین دو کشور به یک «مشارکت راهبردی» تبدیل شود؟
آصف درانی: چرا که نه! در هر صورت پاکستان و ایران دو کشور برادر و همسایه هستند. این جنگ درسهای زیادی به همه کشورهای منطقه داد، نه فقط به پاکستان و ایران، بلکه به کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه. بنابراین من فکر میکنم باید چشم به آینده بدوزیم، با این امید که یک معماری امنیتی جدید شکل بگیرد؛ معماری جدیدی که در آن همه این کشورهایی که نام بردم کنار هم قرار گیرند و یک اتحاد امنیتی و اقتصادی قدرتمند را تشکیل دهند که بتواند به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان ظاهر شود.
براساس اظهارات شما، میتوان گفت که یکی از اهداف بلندمدت پاکستان ایجاد یک استراتژی دفاعی منطقهای است که همه کشورها بتوانند به آن بپیوندند؟
اگر پاکستان، ایران، ترکیه، عربستان سعودی، کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر را کنار هم بگذاریم، جمعیتی نزدیک به ۶۰۰ میلیون نفر را تشکیل میدهند؛ این یک قدرت بزرگ است که از نظر جغرافیایی و منابعی که در اختیار دارند، میتواند به عنوان یک بلوک بزرگ اقتصادی، سیاسی و نظامی ظهور کند.
آصف درانی: خب، این یک تلاش جمعی خواهد بود و صرفاً ابتکار پاکستان نیست. اما آنچه من در حال حاضر و بر اساس تجربیات این جنگ میبینم، این است که نیازی مبرم برای کشورهای منطقه وجود دارد تا به یکدیگر نزدیکتر شوند و مسئولیت امور امنیتی، همگرایی اقتصادی و روابط سیاسی بزرگتر را خود بر عهده بگیرند. در حال حاضر اگر بخواهم بلند فکر کنم، با توجه به مسیری که اوضاع در حال حرکت است، به نظرم یک نوع واقعگرایی در کل منطقه شکل گرفته است. اگر این واقعگرایی در پاکستان وجود دارد، مطمئنم در ایران، ترکیه، عربستان سعودی و دیگر کشورها نیز وجود دارد. این کشورهای بزرگ باید درک کنند که این دست مسائل نمیتواند هر از چند گاهی تکرار شود؛ زیرا به همه ما آسیب جدی میزند و برای صلح و امنیت منطقه و مردم ما خوب نیست. اگر ما پاکستان، ایران، ترکیه، عربستان سعودی، کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین مصر را کنار هم بگذاریم، جمعیتی نزدیک به ۶۰۰ میلیون نفر را تشکیل میدهیم. این یک قدرت بزرگ است که از نظر جغرافیایی و منابعی که در اختیار دارند، میتواند به عنوان یک بلوک بزرگ اقتصادی، سیاسی و نظامی ظهور کند.
برای عملی شدن این ایده، چه چالشها و موانعی وجود دارد؟
آصف درانی: از آنجا که این یک مفهوم و ایده جدید است، قطعا زمانبر خواهد بود. اما برای اینکه این ایده به ثمر بنشیند و به واقعیت تبدیل شود، باید یک سری گفتوگوها میان کشورهای منطقه شکل بگیرد. آنها باید فضایی از اعتماد، اعتبار و تضمینهای متقابل را ایجاد کنند؛ تضمینهایی مبنی بر اینکه به منافع یکدیگر آسیب نمیزنند و به حاکمیت و استقلال هم احترام میگذارند. من فکر میکنم اینها اقداماتی است که اگر صادقانه انجام شوند، تمام پتانسیل لازم برای نزدیک کردن کشورهای منطقه به یکدیگر را دارند.
فکر میکنید این جنگ تأثیر منفی روی این پروژه منطقهای گذاشته است؟
آصف درانی: اتفاقاً این جنگ نیاز به داشتن یک معماری امنیتی منطقهای را تقویت کرده است.
اگر موافق باشید به تلاشهای میانجیگرانه پاکستان میان ایران و آمریکا بازگردیم. نقش آقای شهباز شریف (نخستوزیر) و ژنرال عاصم منیر (فرمانده ارتش) را در پیشبرد این فرآیند صلح منطقهای چگونه ارزیابی میکنید؟
آصف درانی: من فکر میکنم آنها تمام تلاش خود را به کار بستهاند و این تلاشها از سوی ایران، ایالات متحده، کشورهای منطقه و حتی در اروپا به رسمیت شناخته شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. این دستاورد بزرگی برای پاکستان است و امیدواریم که این تلاشها به نتیجه برسد.
نقش چین را در حمایت از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان چگونه ارزیابی میکنید؟
آصف درانی: چین یک دوست بزرگ و شریک راهبردی برای پاکستان است. ما قابلاعتمادترین رابطه را با چین داریم و این کشور همسایه بزرگ پاکستان است. شما دیدهاید که در طول ۷۰ سال گذشته، روابط ما روز به روز و با گذشت زمان تقویت شده است. این یک رابطه ایدهآل است که در واقع باید الگو و سرمشقی برای سایر کشورها باشد؛ بهویژه اگر خواهان صلح و ثبات هستند. بنابراین ما بسیار خرسندیم که چین از تلاشهای میانجیگرانه ما حمایت کرده است و این موضوع بسیار مهمی است. در خصوص آن معماری امنیتی منطقهای هم که صحبت کردم، نمیدانم چین مستقیماً علاقهمند به حضور باشد یا خیر، اما مطمئنم حمایت چین از چنین معماری امنیتی منطقهای همواره وجود خواهد داشت.
روابط نزدیک پاکستان با ایران، چه تأثیری بر روابط آن با سایر کشورهای منطقه گذاشته است؟
آصف درانی: پاکستان همیشه تلاشی صادقانه داشته است. برای ما، همه کشورهای اسلامی برادر هستند؛ چه ایران، چه کشورهای حوزه خلیج فارس و چه هر کشور دیگری. سیاست ما همواره این بوده است که اگر اختلافی میان کشورهای مسلمان وجود دارد، باید از طریق ابزارهای مسالمتآمیز و گفتوگو حل و فصل شود.
البته تروریسم مسالهای است که باید با جدیت با آن برخورد کرد و در صورت نیاز، میتوان از ابزارهای سخت و نظامی استفاده کرد؛ همانطور که ما در حال حاضر علیه تروریستهای TTP (تحریک طالبان پاکستان) و داعش خراسان (ISKP) در افغانستان استفاده میکنیم. اما با وجود این، ما افغانستان را دشمن خود نمیدانیم، بلکه آن را یک کشور برادر میدانیم؛ هرچند برخی مسائل از کنترل دولت طالبان خارج است و ما باید این وظیفه را خودمان انجام دهیم. با این حال، سیاست اصولی پاکستان حفظ و توسعه روابط خوب با تمامی کشورهای مسلمان است.
پیش از این اصطکاکهایی میان ایران و عربستان سعودی نیز وجود داشت، اما ما یک موضع دوستانه و میانجیگرانه نسبت به هر دو کشور اتخاذ کردیم و فکر میکنم آن سیاست اکنون به ثمر نشسته و از سوی هر دو کشور ایران و عربستان ارزشمند تلقی میشود.
به روابط با همسایگان اشاره کردید. درحال حاضر روابط پاکستان با هند و افغانستان چگونه است؟ به نظر شما، ایران چه نقشی میتواند برای حل یا کاهش چالشهای پاکستان با هند و افغانستان ایفا میکند؟
آصف درانی: در خصوص هند، همانطور که میدانید ما از روز اول به دلیل اشغال جامو و کشمیر توسط هند، روابط خوبی نداشتهایم و این اختلاف هنوز در شورای امنیت سازمان ملل در جریان است. سال گذشته هند تلاش کرد حاکمیت ما را نقض کند اما این اقدام با پاسخ قاطع و سریع نیروی هوایی پاکستان در کمتر از یک ساعت مواجه شد و ما نیروی هوایی آنها را فلج کردیم؛ به طوری که در طول آن جنگ چهار روزه دیگر نتوانستند هواپیماهای خود را به پرواز درآورند، هرچند تبادل موشک بین طرفها وجود داشت و به مواضع یکدیگر با موشک حمله کردیم اما این جنگ به تثبیت قدرت نظامی پاکستان انجامید.
افغانستان را یک کشور دشمن نمیدانیم، اما هند بدون شک، دشمن پاکستان است.
در مورد افغانستان باید بگویم که این کشور، یک کشور برادر است، اما حاکمان این کشور اقدامات لازم برای مهار تروریسم در این کشور را اتخاذ نکرده و مانع ورود آن به دیگر کشورها از جمله پاکستان نشدهاند. از زمان روی کار آمدن رژیم طالبان در اوت 2021، حملات تروریستی در پاکستان 70 درصد رشد کرده است و من بهعنوان نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان، این مسائل را گوشزد کردهام، اما رژیم طالبان به این مساله اذعان نکرده و همین امر، به شکلگیری یک سری مشکلات انجامیده است. متأسفانه در چنین شرایطی مجبور شدیم با اقدامات نظامی، پایگاههای تروریستها در افغانستان را هدف قرار دهیم اما افغانستان را یک کشور دشمن نمیدانیم، هرچند هند بدون شک، دشمن پاکستان است.
با این وجود، حاضریم برای حل و فصل مشکلاتمان با هند گفتوگو کنیم. همواره از نقش ایران در حل این مشکلات استقبال کردهایم. ایران به عنوان یک همسایه قدرتمند و تاثیرگذار، پتانسیل بسیار بالایی برای کمک به ثبات منطقهای دارد. ایران در طول جنگ سال گذشته بین هند و پاکستان نقش بسزایی ایفا کرد و از اقدامات آن استقبال میکنیم. پاکستان همچنین از سفرهای آقای عراقچی به اسلامآباد و دهلینو استقبال کرد. در موضوع افغانستان، چین درحال ایفای نقش است، اما چالش اصلی، مهار و مدیریت تحریک طالبان پاکستان است، حدود 6 هزار سرباز تحریک طالبان پاکستان در افغانستان حضور دارد که در کنار خانوادههای خود و غیرنظامیان زندگی میکنند اما نگرانی اصلی ما از اقدامات TTP در پاکستان و حملات اعضای این گروه به نیروهای مرزی پاکستان نشأت میگیرد و طالبان نتوانسته است علیه این گروه اقدامی انجام دهد.
