تله محبوبیت؛ وقتی سکوتِ نخبگان از فریاد دشمن خطرناک‌تر می‌شود

سید علیرضا بهبهانی در یادداشتی نوشت: در لحظه‌های عادی تاریخ، سکوت فضیلت است.اما در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، سکوت اغلب نوعی موضع‌گیری پنهان است.


به گزارش توسعه گستر، جامعه ایران امروز در یکی از همان لحظه‌ها ایستاده است؛ لحظه‌ای که فضای عمومی به شدت دوقطبی شده و هر کلمه‌ای می‌تواند بخشی از مخاطبان را خشمگین کند. در چنین شرایطی، بسیاری از چهره‌های دانشگاهی، روشنفکران و صاحبان قلم، راهی ساده‌تر را انتخاب کرده‌اند: سکوت.
این سکوت البته نام‌های محترمانه‌ای دارد:«احتیاط»، «پیچیدگی شرایط»، «نیاز به بررسی بیشتر» یا «عدم ورود به فضای هیجانی».
اما در واقعیت، اغلب اینها صورت‌های مختلف چیزی است که می‌توان آن را تله محبوبیت نامید.
تله محبوبیت زمانی شکل می‌گیرد که روشنفکر یا صاحب تریبون، به جای آنکه مسئولیت تاریخی خود را در قبال جامعه بپذیرد، نگران از دست دادن بخشی از مخاطبانش می‌شود. در این وضعیت، مسئله دیگر حقیقت نیست؛ مسئله مدیریت تصویر عمومی است.
نتیجه آن می‌شود که دقیقاً در لحظه‌ای که جامعه بیش از هر زمان به صدای عقلانیت نیاز دارد، عقلانیت به سکوت پناه می‌برد.
تاریخ معاصر ایران بارها این الگو را دیده است.
در آستانه انقلاب مشروطه ایران، بخش مهمی از روشنفکری به جای تمرکز بر ساخت نهادهای پایدار، تمام انرژی خود را صرف حذف «دیگری» کرد. نتیجه آن شد که پس از پیروزی، جامعه هنوز فاقد زیرساخت‌های فکری و نهادی لازم برای اداره یک نظم مدرن بود.
چند دهه بعد، در فضای ملتهب پیش از انقلاب ، بخش بزرگی از نخبگان فکری نیز گرفتار همان خطا شدند. تحلیل‌های پیچیده، ادبیات روشنفکرانه و نقدهای تئوریک فراوان نوشته شد؛ اما بسیاری از آنها نتوانستند یک واقعیت ساده را ببینند: بنا نبود نسخه های پیچیده بنویسند و در لفافه یکدیگر را نقد کنند،بنا بود زیرساخت های تئوریک توسعه را طراحی کنند!
مشکل روشنفکری ایرانی اغلب کمبود تحلیل نبوده است؛مشکل، گریز از موضع‌گیری در لحظه‌های حساس بوده است.
امروز نیز همان الگو در حال تکرار است.
بسیاری از صاحبان تریبون به خوبی می‌دانند که درخواست دخالت قدرت‌های خارجی، یا تشویق به فروپاشی خشونت‌آمیز نظم سیاسی، نسخه‌ای پرهزینه و خطرناک برای هر جامعه‌ای است. تاریخ منطقه، از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ تا مداخله نظامی ناتو در لیبی در سال ۲۰۱۱، به اندازه کافی درباره پیامدهای چنین مسیرهایی هشدار داده است.
اما گفتن این حقیقت ساده، ممکن است بخشی از مخاطبان را ناراضی کند.
و اینجاست که تله محبوبیت عمل می‌کند.
روشنفکر در برابر یک انتخاب قرار می‌گیرد:حفظ محبوبیت، یا بیان حقیقتی که ممکن است برای برخی خوشایند نباشد.
اگر روشنفکری صرفاً به معنای نوشتن متن‌های پیچیده و تحلیل‌های نظری باشد، سکوت قابل درک است. اما اگر روشنفکری به معنای مسئولیت اخلاقی در برابر سرنوشت جامعه باشد، سکوت دیگر بی‌طرفی نیست.
سکوت در لحظه‌های تاریخی، اغلب به معنای واگذار کردن میدان به صداهای تندتر و ساده‌انگارتر است.
جامعه‌ها معمولاً از کمبود شور و هیجان آسیب نمی‌بینند؛آنچه به آنها ضربه می‌زند، غیبت صدای عقلانیت در لحظه‌ای است که بیش از همیشه به آن نیاز دارند.
به همین دلیل شاید امروز مهم‌ترین وظیفه روشنفکری در ایران نه تولید نظریه‌های جدید، بلکه شکستن همین تله باشد.
گاهی یک جمله ساده، در زمان درست، از صدها مقاله پیچیده مهم‌تر است:
حقیقت را نمی‌توان قربانی محبوبیت کرد.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین