فرید زکریا: واشنگتن میان براندازی ایران و مذاکره با تهران سرگردان است

تحلیلگر سرشناس آمریکایی با اشاره به سردرگمی مزمن واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد دولت آمریکا طی بیش از چهار دهه گذشته هرگز نتوانسته میان دو راهبرد «براندازی» و «مذاکره» یکی را به‌طور قطعی انتخاب کند؛ مسئله‌ای که امروز نیز سیاست کاخ سفید را در برابر ایران با بن‌بست مواجه کرده است.

به گزارش توسعه گستر به نقل از  ایلنا، فرید زکریا در یادداشتی در روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست نوشت معضل اصلی آمریکا در قبال ایران صرفاً به دونالد ترامپ یا جنگ و تنش‌های اخیر محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در تناقضی تاریخی دارد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ تاکنون همراه سیاست خارجی واشنگتن بوده است.

به نوشته این تحلیلگر آمریکایی، ایالات متحده هیچ‌گاه نتوانسته تصمیم بگیرد که آیا هدفش صرفا تغییر رفتار جمهوری اسلامی و مهار برنامه هسته‌ای ایران است یا اساساً به‌دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است. همین دوگانگی، باعث شده تمام تلاش‌های آمریکا در حوزه فشار، تحریم یا مذاکره، دچار تناقض و بی‌ثباتی شود.

زکریا برای توضیح وضعیت کنونی، از مفهوم «بازی خطر» استفاده می‌کند؛ وضعیتی که در آن دو طرف با سرعت به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند و هر کدام منتظر عقب‌نشینی طرف مقابل است. او معتقد است ایران در این رویارویی آمادگی بیشتری برای پذیرش هزینه و ریسک دارد، زیرا برای تهران مسئله موجودیت نظام مطرح است، در حالی که برای ترامپ، شکست صرفاً هزینه‌ای سیاسی و حیثیتی خواهد داشت.

این تحلیلگر آمریکایی تأکید می‌کند سیاست واشنگتن از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون میان دو جریان متضاد در نوسان بوده است؛ جریانی که رویکردی عمل‌گرایانه دارد و معتقد است آمریکا باید برای حل پرونده‌هایی مانند برنامه هسته‌ای یا تبادل زندانیان با ایران مذاکره کند، و جریان دیگری که جمهوری اسلامی را اساساً نظامی «نامشروع» می‌داند و هرگونه مذاکره با تهران را «امتیازدادن به دشمن» تلقی می‌کند.

به گفته زکریا، همین تناقض باعث شده روسای‌جمهور آمریکا بارها در عمل برخلاف شعارهای خود رفتار کنند. او یادآور می‌شود رونالد ریگان در حالی که علناً علیه ایران موضع می‌گرفت، به‌صورت محرمانه وارد مذاکره می‌شد و امروز نیز دونالد ترامپ یک روز ایران را به نابودی تهدید می‌کند و روز دیگر از آینده‌ای روشن و شکوفایی اقتصادی برای مردم ایران سخن می‌گوید.

زکریا در ادامه، تجربه آمریکا در قبال اتحاد جماهیر شوروی را با وضعیت کنونی ایران مقایسه کرده و می‌نویسد واشنگتن ۱۶ سال طول کشید تا حکومت کمونیستی شوروی را به رسمیت بشناسد. او همچنین یادآور می‌شود هنری کیسینجر نیز زمانی صرفا به‌دلیل مذاکره درباره کنترل تسلیحات هسته‌ای با شوروی، به «مماشات با امپراتوری شر» متهم می‌شد.

این تحلیلگر آمریکایی معتقد است باراک اوباما تنها رئیس‌جمهوری بود که توانست این تناقض دیرینه را تا حدی حل کند و به‌جای دنبال‌کردن رؤیای تغییر نظام، بر مهار برنامه هسته‌ای ایران از طریق توافق تمرکز کرد؛ توافقی که به‌گفته او با خروج ترامپ از برجام عملاً از بین رفت و بحران را دوباره به نقطه آغاز بازگرداند.

زکریا در پایان تأکید می‌کند با وجود لفاظی‌های تند و تهدیدهای مکرر ترامپ علیه ایران، رئیس‌جمهور آمریکا در نهایت همچنان به‌دنبال دستیابی به توافق با تهران است؛ توافقی که در صورت تحقق، می‌تواند به معنای پذیرش عملی جمهوری اسلامی از سوی واشنگتن باشد.

او نتیجه می‌گیرد چنین توافقی، در واقع یک دستاورد و پیروزی دیپلماتیک مهم برای ایران خواهد بود؛ چراکه جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها فشار، تحریم و تهدید، آمریکا را ناچار خواهد کرد واقعیت موجودیت و تداوم نظام ایران را بپذیرد.

 

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین