هم‌زمانی نسبی سفر پوتین و ترامپ به چین اتفاقی بود؟

سفیر پیشین ایران در روسیه گفت: همزمانی سفر پوتین و ترامپ فرصت مناسبی برای روسیه و چین فراهم کرد تا هم‌نظری و اتحاد را درباره تحولات بین‌المللی به نمایش بگذارند.

به گزارش توسعه گستر به نقل از ایلنا، نعمت‌الله ایزدی، سفیر پیشین ایران در روسیه در تشریح اهداف و ابعاد سفر رییس‌جمهور روسیه به چین اظهار کرد: قبل از هر چیز باید توجه داشت که به نظر می‌رسد یک تصادف یا اتفاق باعث شد این شرایط ایجاد شود که پوتین بلافاصله پس از سفر دونالد ترامپ، سفر خود به پکن را انجام دهد. علت هم این بود که سفر ترامپ به تأخیر افتاد؛ ترامپ قرار بود زودتر از این به چین برود، اما به دلیل وضعیت جنگ و مسائل مرتبط با آن، این سفر انجام نشد. در غیر این صورت، طبیعتاً این همزمانی تا این اندازه معنادار نمی‌شد. اما اکنون این همزمانی تا حدی معنا پیدا کرده، به‌ویژه اینکه آنها، علاوه بر روابط دوجانبه، درباره جنگ، شرایط خاورمیانه، نظام بین‌الملل و مسائل مشابه نیز گفت‌وگو داشته‌اند و این موارد را در بیانیه مشترک خود هم آورده‌اند. این مسئله طبیعتاً نوعی همزمانی ایجاد کرده که می‌توان دست‌کم در حوزه مسائل بین‌المللی از آن با عنوان «بازی بزرگان در تحولات جهانی» یاد کرد. البته تأکید می‌کنم که از قبل چنین چیزی پیش‌بینی نشده بود و فاصله زمانی سفرها قرار بود بیشتر باشد، اما این همزمانی اکنون نوعی همکاری نزدیک و به تعبیر من، «بازی بزرگان» را تداعی می‌کند.

وی ادامه داد: آنها در مباحث خود طبیعتاً تلاش کرده‌اند خواسته‌هایشان را هم در قالب بیانیه مشترک و هم در مذاکرات دوجانبه مطرح کنند. با توجه به اینکه چین در حال حاضر رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل است و می‌تواند در موضوعات منطقه‌ای و همچنین مسائل مرتبط با ایران و آمریکا ابتکار عمل‌هایی داشته باشد، به نظر من این همزمانی، فرصت مناسبی برای روسیه و چین فراهم کرده تا نوعی هم‌نظری و اتحاد را درباره تحولات بین‌المللی به نمایش بگذارند. باید توجه داشت که این روابط فقط اقتصادی نیست، هرچند در شرایط فعلی، اقتصاد برای روسیه اهمیت بسیار بالایی دارد. چین از جمله کشورهایی است که با وجود تحریم‌ها، ارتباطات اقتصادی خود را با روسیه حفظ کرده و در عین حال، از این وضعیت امتیازاتی نیز گرفته؛ از جمله در حوزه خرید نفت، انرژی و سایر همکاری‌ها. بنابراین طبیعی است که در ظاهر، ارتباطات اقتصادی و ارقامی که مطرح می‌شود اهمیت زیادی داشته باشد که در ماهیت این روابط هم همین مسأله نهفته است.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: باید توجه کرد که چین و روسیه سال‌هاست، به‌ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و حتی تا حدی پیش از آن، در مباحث سیاسی و بین‌المللی نیز هم‌نظری‌های جدی داشته‌اند. به‌خصوص زمانی که موضوعات کلان بین‌المللی در شورای امنیت سازمان ملل مطرح می‌شد و مستقیماً به یکی از این دو کشور مربوط نبود، معمولاً مواضعی بسیار نزدیک به هم اتخاذ می‌کردند. به تعبیر دیگر، گویی از روی دست یکدیگر می‌نوشتند و تلاش می‌کردند نوعی اتحاد در برابر کشورهای غربی و آمریکا نشان دهند. بنابراین، به نظرم اهمیت روابط سیاسی آنها کمتر از روابط اقتصادی‌شان نیست. هرچند همان‌طور که گفتم، در شرایط فعلی برای روسیه، اقتصاد اهمیت بسیار بالایی دارد؛ چون نیازمند فروش نفت، تأمین منابع مالی و همچنین واردات کالا است و چین می‌تواند در این زمینه‌ها کمک‌کننده باشد. از این زاویه، بُعد اقتصادی پررنگ‌تر دیده می‌شود، اما نمی‌توان گفت شاکله روابطی که حتی از آن با عنوان «روابط استراتژیک» یاد می‌شود، صرفاً اقتصادی است. مباحث سیاسی در این روابط اهمیت بسیار زیادی دارد و شاید بتوان گفت هدف اصلی آنها، ایجاد نوعی قطب قدرت در این سوی جهان است.

وی افزود: در مورد اینکه نگاه آمریکا به سفر پوتین به چین چگونه است، به نظر می‌رسد ترامپ در شرایط فعلی شاید ترجیح بدهد تا حدی از این نزدیکی استقبال کند، به‌ویژه در حوزه مسائل بین‌المللی. واقعیت این است که شرایط خاورمیانه، جنگی که با ایران آغاز شد و اکنون در وضعیت آتش‌بس ناپایداری قرار دارد، بحث تنگه هرمز و تلاش‌هایی که برای باز نگه داشتن آن انجام شده اما تاکنون دست‌کم چندان موفق نبوده، همگی نشان می‌دهد که ترامپ به نوعی همکاری گسترده‌تر بین‌المللی نیاز دارد. از سوی دیگر، اروپایی‌ها نیز آن‌چنان که انتظار می‌رفت از خواسته‌های ترامپ استقبال نکرده‌اند. به همین دلیل، برداشت من این است که ترامپ در کوتاه‌مدت ممکن است از همکاری یا همسویی روسیه و چین در برخی موضوعات بین‌المللی استقبال کند؛ به‌ویژه در موضوعاتی مانند پایان جنگ، یا مسئله برنامه هسته‌ای ایران که آنها نیز در اصل با این دیدگاه موافقند که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

ایزدی در پایان خاطرنشان کرد: در بلندمدت، نه فقط شخص ترامپ بلکه آمریکا به‌طور کلی ناچار خواهد بود به سمت تمهیدات جدید حرکت کند؛ زیرا آن الگوی یک‌جانبه‌گرایی که آمریکا پس از فروپاشی شوروی برای خود تعریف کرده بود، دیگر به‌سادگی قابل ادامه نیست. آمریکا ناچار است به سمت نوعی همکاری گسترده‌تر با سایر قدرت‌های جهانی حرکت کند. طبیعتاً ممکن است در میان‌مدت و بلندمدت، آمریکایی‌ها از شکل‌گیری چنین همگرایی‌هایی میان روسیه و چین چندان خشنود نباشند، هرچند به نظر می‌رسد چاره زیادی هم ندارند. با این حال، در کوتاه‌مدت، شخص ترامپ احتمالاً از این جهت استقبال می‌کند که این دو کشور در موضوع خاورمیانه، مواضعی همسو درباره پایان جنگ و حتی برنامه‌هایی مانند ابتکار چین برای دعوت از اعضای شورای همکاری و شورای امنیت جهت رایزنی و گفت‌وگو ارائه کرده‌اند. از این زاویه، به نظر می‌رسد ترامپ تا حدی از این روند استقبال کند، زیرا بحرانی که با آن مواجه است، بحرانی نیست که بتواند به‌راحتی از آن خارج شود.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین