واقع‌گرایی راهبردی تهران در برابر واشنگتن/چرا ایران به آمریکا برای صلح پایدار اعتماد ندارد

اعلام منطق جنگ و مذاکره ایران از زبان رئیس هیات مذاکراتی، مانیفست تهران در جنگ ۴۰ روزه و مذاکرات آتش‌بس است که به نظر می‌رسد بر مبنای واقعیات موجود از یک‌سو و اصول غیر قابل عبور جمهوری اسلامی ایران، از سوی دیگر بنا شده است.

به گزارش توسعه گستر به نقل از ایرنا،توافق برای صلح پایدار یا تداوم زیاده‌خواهی‌ها و تناقض‌های ایالات متحده؟ فاصله جامعه جهانی با هرکدام از این سناریوها به یک اندازه رسیده است و این در حالی است که برای تهران، مسیر جنگ یا مذاکره برای صلح، روشن و در امتداد هم تعریف می‌شود. گزاره‌ای که «محمدباقر قالیباف» رئیس هیات مذاکراتی ایران در اسلام‌آباد پاکستان و در گفت‌وگویی در شامگاه شنبه ۲۹ فروردین ماه با مردم، تلاش کرد تا آن را به صورت شفاف اعلام کند.

جنگ تحمیل شده بر جمهوری اسلامی ایران در نهم اسفند سال گذشته، یکی از مهمترین آزمون‌های تهران برای ارزیابی میزان آمادگی دفاعی خود در برابر حملات غافلگیرکننده‌ای بود که پیش از این یک‌بار آن را در خرداد ۱۴۰۴تجربه کرده بود. این بار اما ایران غافلگیر نشد و بلافاصله پس از حمله نیروهای آمریکا و رژیم اسرائیل به تمامیت سرزمینی، حملات خود را در چند جبهه مختلف آغاز کرد. ۴۰ روز دفاع از کشور و حمله به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، نشان داد که جمهوری اسلامی ایران توان ایستادگی در برابر حملات دشمنان خود را دارد. این توان را مردم با همراهی خود افزون‌تر ساختند تا رئیس‌جمهور آمریکا طرح‌های خود را در میدان عمل دور از اجرا دیده و وادار به اعلام آتش‌بس شود.

«صلح پایداری می‌خواهیم که تضمین شود که دوباره جنگ تکرار نمی‌شود»، این مهمترین خواسته ایران از نشستن پشت میز مذاکره و پذیرش آتش‌بس است که از همان ابتدا هم بر آن تاکید داشت و دارد؛ موضعی عقلانی پس از تجربه چرخه جنگ- آتش‌بس- مذاکره- جنگ.

جهان واقعیت غیرقابل انکار قدرت ایران را در این جنگ مشاهده کرد اما این به معنای عبور از دیگر واقعیات موجود در میدان نیست و از این روست که قالیباف تاکید می‌کند که «از جنگ اول تا جنگ دوم طراحی صورت گرفت و قابلیت‌ها نشان داده شد اما این بدان معنا نیست که ما در قدرت نظامی از آمریکا قوی‌تر هستیم. مشخص است که پول، تجهیزات و امکانات آمریکایی‌ها از ما بیشتر است. گاهاً می بینیم مردم عزیز ما می‌گویند ما آنان را نابود کردیم، نه! ما آنها را نابودشان نکردیم. ما در این جنگ برنده میدان هستیم. ما در یک جنگ نامتقارن به گونه‌ای جنگیدیم که با طراحی و آمادگی خودمان دشمن را پس زدیم. آنها در خصوص مردم ما اشتباه می‌کنند همانطور که در طراحی نظامی خود اشتباه می‌کنند».

تسلط بر تنگه هرمز به عنوان بخشی از آب‌های سرزمینی ایران؛ نقش ویژه‌ای در موفقیت به دست آمده در جنگ و وادار ساختن دشمن به آتش‌بس داشت؛ شاهراهی حیاتی برای جهان که عبور و مرور در آن از مهمترین شاخصه‌های ثبات در جهان؛ هم از نظر سیاسی و امنیتی و هم اقتصادی و اجتماعی است. آبراهی که محدودیت تردد در آن، اقتصاد جهان را به تلاطم انداخت و به یکی از چالش‌های بزرگ و البته دست‌کم گرفته شده آمریکا (پیش از آغاز جنگ) تبدیل شد. ایران اما ضمن تاکید بر واقعیت تسلط خود بر تنگه هرمز، روی دیگر سکه این واقعیت را هم می‌پذیرد که «باید همه مردم دنیا و کشورهای منطقه از تنگه هرمز استفاده کنند».

قالیباف در گفت‌وگوی خود ضمن تاکید بر این مهم که امروز تنگه هرمز در دست جمهوری اسلامی ایران است، گفت: البته باید همه مردم دنیا و کشورهای منطقه از تنگه هرمز استفاده کنند. ما متوجه این موضوع هستیم و مثل آمریکا نیستیم که همه چیز را ببریم. رئیس مجلس ایران در گفت‌وگوی خود ضمن تاکید بر ایستادگی ایران بر مواضع و اصول خود، این مهم را هم خاطرنشان ساخته است که «البته نفس مذاکره برای رسیدن طرفین به تفاهم است».

اعتقاد به مذاکره در عین بی‌اعتمادی به طرف مذاکراتی

رئیس هیات مذاکراتی ایران در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود، مسیر مذاکراتی ایران را هم به صورت شفاف ترسیم کرده است و به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا اگر اراده لازم برای رسیدن به توافقی با ایران دارد باید این مسیر مذاکراتی را از سخنان رئیس مجلس ایران دریابد. قالیباف در این گفت‌وگوی یک‌ساعته بارها تاکید کرد که به آمریکا اعتمادی ندارد و گفت که این اصل را در گفت‌وگوی رو در رو با «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا هم اعلام کرده است.

این تاکید بیش از هر چیزی بر این مهم اشاره دارد که از دیدگاه تهران چالش مرکزی و بنیادین میان دو کشور نه مسائل ثانویه چون غنی‌سازی یا حتی تنگه هرمز که موضوع اعتماد است و تهران برای این بی‌اعتمادی «مُحق‌ترین» پایتخت جهان است از آن رو که در ۲ دور مذاکره با آمریکا بمباران شد. مذاکره با حسن‌نیت، در عین بی‌اعتمادی اصلی بود که رئیس هیات مذاکره کننده ایرانی، آن را استراتژی ایران در این دور از مذاکرات اعلام کرد.

«صلح پایداری می‌خواهیم که تضمین شود که دوباره جنگ تکرار نمی‌شود»، این مهمترین خواسته ایران از نشستن پشت میز مذاکره و پذیرش آتش‌بس است که از همان ابتدا هم بر آن تاکید داشت و دارد؛ موضعی عقلانی پس از تجربه چرخه جنگ- آتش‌بس- مذاکره- جنگ. درک این موضوع از سوی آمریکا می‌تواند مسیر اعتمادسازی را تا حدودی هموار کند اما نشانه‌هایی از این عقلانیت در کاخ سفید مشاهده نمی‌شود از آن رو که ترامپ در پی هر مصالحه‌ای، تهدیدی بزرگتر علیه ایران را در توییت‌های متنوع و مغشوش خود اعلام می‌کند.

دیدگاه بنیادین دیگری که ایران به عنوان هدف در مذاکره با آمریکا بر آن اصرار دارد؛ فرمول «اقدام گام به گام و تعهد در برابر تعهد» است. این موضع هم نتیجه بدعهدی آمریکا در دوران توافق برجام است، زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به صورت یکجانبه از آن خارج و تعهدات خود به این توافق را ملغی کرد.

این مواضع مورد تاکید ایران در مذاکرات اسلام‌آباد هم در دستور کار بوده و رئیس مجلس درباره این دور از گفت‌وگوها تاکید کرد که «در جاهایی ما روی آن موضوعات اصرار داریم و این خواسته‌ها غیرقابل گذشت است و تعداد آن یک یا دو عدد است و آنان نیز موارد این چنینی و خط‌قرمزهایی دارند».

قالیباف همچنین در توصیف آنچه در اسلام‌آباد و میان تیم‌های مذاکراتی ایران و آمریکا گذشت؛ بر این نکته تاکید کرد که «مذاکرات اسلام‌آباد، بی اعتمادی ما را بر طرف نکرد اما تصور می‌کنم براساس سوابقم از قبل از مذاکرات، درک هیات آمریکایی و هیات ایرانی از یکدیگر واقعی‌تر شد».

منافع ملی؛ خط قرمز ایران در جنگ و مذاکره

از مجموعه آنچه رئیس مجلس و هیات مذاکره‌کننده ایران در این گفت‌وگو تلاش کرد تا به مخاطبان داخلی و خارجی خود ارائه دهد تصویری روشن، مبتنی بر واقعیت و مصلحت و البته متناسب با عزت ایرانیان بود. از این رو به گروه‌هایی در داخل این اطمینان داده شد که تامین حقوق ملت بر مبنای واقعیات موجود؛ هدف اصلی در مذاکرات است. از سوی دیگر به هیات حاکمه آمریکا هم این پیام ارسال شد که مواضع تهدیدآمیز و زیاده‌خواهی‌های مرسوم ترامپ نمی‌تواند او را از این شرایط دشواری که در آن گرفتار شده است نجات دهد.

از این روست که تهران شرط حضور در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد را عبور از این مواضع و احترام به ایران دانسته و این احترام را پایان دادن به محاصره دریایی ایران اعلام کرده است. توافق برای ترامپ در این مقطع زمانی به همان اندازه که دور است، به همان میزان هم نزدیک است؛ اگر بتواند دست از تمامیت‌طلبی بردارد و مذاکره را بی‌اعتبار نکند. طرح منصفانه رئیس‌جمهور آمریکا که عصر روز گذشته مدعی ارائه آن به ایران شده باید دستکم خواسته‌های بنیادین ایران را داشته باشد تا از سوی تهران مورد بررسی قرار گیرد.

در نهایت بر مبنای اظهارات و اقدامات مقامات و تصمیم‌گیران ایران، آنچه مشخص به نظر می‌رسد آن است که میان جنگ در میدان و گفت‌وگو پشت میز مذاکره پیوستگی بنیادین وجود دارد و این دو متاثر از هم قرار دارند از این روست که تهران تا زمان نگارش این گزارش به سبب تهدیداتی که در میدان احساس می‌کند؛ از جمله محاصره دریایی کشور، این اقدام را تداوم جنگ و نقض آتش‌بس دانسته و بنابراین از حضور در پای میز مذاکره امتناع کرده است.

تهران زیاده‌خواهی آمریکا و مطالبات غیرمعقول و غیرواقع بینانه، تغییر مکرر مواضع، تناقض‌گویی‌های مستمر و ادامه به اصطلاح محاصره دریایی که نقض تفاهم آتش‌بس محسوب می‌شود، به همراه لفاظی‌های تهدیدآمیز، را مانع پیشرفت مذاکرات می‌داند و در این شرایط دورنمای روشن و نتیجه‌بخشی برای آن تصور نمی‌کند. چنین موضعی از سوی ایران که در جنگ ۴۰ روزه توانست بازدارندگی دفاعی خود را اثبات کند؛ موضع عجیبی به نظر نمی‌رسد. واقعیت آن است که منطق اعلام‌شده تهران تاکید بر آمادگی برای رسیدن به توافقی واقعی و پایدار است؛ و در چنین چارچوبی، آینده مذاکرات بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا طرف مقابل نیز حاضر است از رویکردهای یک‌جانبه‌گرایانه فاصله بگیرد یا خیر.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین