از دلشدگان تا اجاره‌نشین‌ها؛ سینمای ایران با اکبر عبدی وداع کرد!

اکبر عبدی، بازیگر محبوب و ماندگار سینمای ایران، پس از دهه‌ها نقش‌آفرینی در مهم‌ترین آثار سینمایی همچون؛ ای ایران، دلشدگان، اجاره‌نشین‌ها، هنرپیشه، مادر و …در سن ۶۶سالگی چشم از جهان فرو بست.

به گزارش توسعه گستر به نقل از روزنامه سازندگی، اکبر عبدی، بازیگر مطرح سینمای ایران روزجمعه دوم تیرماه در ۶۶‌ سالگی درگذشت. او سال‌ها با بیماری‌ دست به گریبان بود. عبدی یک بازیگر کامل و حرفه‌ای در عالم نمایش ایران به‌ حساب می‌آید. بازیگری که از همان اولین کار تصویری‌اش (مثل‌آباد) توانست، ردپای خود را بگذارد و از آن زمان، تا همین جمعه تلخ، جایگاه خود را حفظ کرد.

اکبر عبدی در ابتدای حضورش و در آثاری چون محله برو بیا، در ابتدای ۲۰سالگی‌اش، اغلب نقش پسربچه‌های جوان‌تر از خودش را بازی می‌کرد. او خیلی ‌زود به‌ دلیل استعداد و انرژی و چهره قابل انعطافش در اجرای این نقش‌ها به شهرت رسید. البته این موضوع باعث شد که در ابتدای کارش یک بازیگر کلیدی برای کارهای رده سنی کودک و نوجوان شود.

محله برو بیا، تله‌تئاتر ریاضی‌دانان، محله بهداشت و بازم مدرسه‌ام دیر شد را می‌توان بخش اول کارنامه کاری او در نظر گرفت. جالب اما اینجاست که او به‌واسطه حضور در همین برنامه‌ها بود که نه بین کودکان و نوجوانان، که در جامعه به‌شهرت برسد. درواقع، شاید او یکی از دلایل اصلی بود که سریالی چون «بازم مدرسه‌ام دیر شد» را نه‌فقط بچه‌ها که بزرگ‌ترها هم تماشا کنند. حالا که بیش از چهل سال از پخش این سریال خاطره‌انگیز می‌گذرد، می‌توان تصور کرد که اگر اکبر عبدی این نقش را بازی نمی‌کرد، شاید هرگز چنین برنامه‌ای به‌یاد نمی‌ماند اما نمایش عبدی در نقش پسربچه‌ای تپل و تنبل، که هر روز با وجود تلاش پدر و مادرش -که اسماعیل داورفر و مهین شهابی نقش‌شان را بازی می‌کردند- به‌خاطر شیطنت و سر به‌هوا بودن، دیر به مدرسه می‌رسد، این برنامه را به‌یادماندنی کرد. یکی از آن سریال‌هایی که شاید اکثر کسانی‌که در آن دوره بودند –در هر رده سنی- دست‌کم یکبار آن را دیده‌اند.

در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب که تلویزیون کاملاً دستخوش تغییر شده و البته تنها دو شبکه با پخش چند ساعته وجود داشت و کارهای کمدی با احتیاط ساخته می‌شدند، بسیاری تکیه‌کلام او را استفاده می‌کردند: «بازم مدرسم دیر شد. حالا می‌گین چیکار کنم؟» با این‌وجود، اولین فیلم سینمایی او که اکران شد، مخاطبان نیز تا حدودی شوکه شدند. دیگر خبری از آن پسر نوجوان بامزه نبود و اینجا او در نقش آدم‌هایی بزرگ‌تر از سن و سال خودش و بسیار متفاوت از نقش‌های تلویزیونی ظاهر می‌شد. موضوعی که آرام‌آرام این پرسش را مطرح کرد که او بالاخره کدام است؟ پسربچه یا این مرد؟ در «مردی که موش شد» ساخته احمد بخشی، در نقش یک شرخر بازی کرد و در مأموریت به کارگردانی حسین زندباف، به‌ترتیب نقش یک شرخر و یک کارآگاه خصوصی عجیب را بازی کرد.

او با سبیل و بعضاً موهای کم‌پشت، کاملاً همه را غافلگیر کرد. اوج کار او در مقطع شروع سینمایی‌اش، بی‌تردید بازی در نقش آقای قندی در فیلم اجاره‌نشین‌ها ساخته داریوش مهرجویی است. برای آنها که سینما نمی‌رفتند، چهره جدید عبدی در یک سریال رده سنی کودک و نوجوان مشخص شد؛ وقتی که در نقش یک پدر مسن با موهای خاکستری از دیوار همسایه بالا می‌آمد و پسرش را صدا می‌زد. او تا سال ۶۷ توانست توانایی‌های خود را به‌عنوان یک بازیگر کمدی تثبیت کند و خیلی‌زود به ستاره‌ای قابل‌اعتنا در این ژانر تبدیل شود اما ناگهان حضورش در یک نقش دشوار و متفاوت، تصورات بسیاری را تغییر داد. اکبر عبدی همیشه دوست داشت توانایی‌های گسترده بازیگری‌اش را به‌کار بگیرد.

او همانطور که عبدالله اسکندری، طراح چهره‌پردازی سرشناس و دوست اکبر عبدی می‌گوید، با اصرار این نقش را از علی حاتمی می‌گیرد. حاتمی هم مثل همه فکر می‌کرد که عبدی یک بازیگر طنز و کمدی است و نمی‌توانست یکی از نقش‌های مهم «مادر» را به او بدهد اما سماجت عبدی باعث می‌شود او کار را بگیرد. اسکندری تعریف می‌کند که حاتمی قبول می‌کند اگر عبدی توانست روز اول فیلم‌برداری نقش را همانطور که او می‌خواهد اجرا کند، نقش را خواهد گرفت و در غیر این‌صورت، قرارداد لغو می‌شود.

اسکندری می‌گوید: «اولین سکانس بدون دیالوگ و صحنه‌ای بود که غلامرضا را در بین دیگر بیماران روانی نشان می‌داد. بازی عبدی آنقدر خوب بود که خیلی‌ها سر صحنه اشک ریختند». و عبدی این نقش را گرفت و در میان بازیگران اسم و رسم‌داری چون محمدعلی کشاورز، جمشید هاشم‌پور، امین تارخ، فریماه فرجامی و حمید جبلی یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌ها را داشت. شاید عبدی به خودش ایمان داشت که بازیگری برای نقش‌های گوناگون است اما از فیلم «مادر» بود که نه‌فقط مخاطبان و علاقه‌مندان، که کارگردانان و تهیه‌کننده‌ها هم فهمیدند می‌توانند برای نقش‌های مختلف در ژانرهای گوناگون روی او حساب کنند.

گران‌ترین بازیگر ایران

می‌توان گفت از اواخر دهه شصت، اکبر عبدی که یک ستاره کمدی در سینمای ایران بود، تبدیل به ستاره اصلی و یک بازیگر تمام‌عیار شد. او هرچند کمدی‌ها را از دست نمی‌داد اما در بین فیلم‌ها و سریال‌های کمدی‌اش همیشه یکی دو فیلم معتبر و یکی دو نقش جدی‌تر داشت. دهه هفتاد را می‌توان اوج دوران حرفه‌ای اکبر عبدی به‌حساب آورد. او در سال ۷۰ در چهار فیلم بازی کرد که دو تا از آنها «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» و دیگری «دلشدگان» بود.

در ابتدای دهه هفتاد، عبدی به گران‌ترین بازیگر ایران تبدیل شد. دستمزد یک‌ونیم میلیون تومانی‌اش برای فیلم‌ها، به موضوع جنجالی رسانه‌ها بدل شد: «دوست تهیه‌کننده‌ای آمده است سراغ من که باید در فیلم من بازی کنی، فیلم‌نامه را خواندم و متوجه شدم که قرار است وجود من در فیلم، صرفاً به‌خاطر فروش باشد… به تهیه‌کننده گفتم رک و پوست کنده، می‌خواهی بنده سرقفلی فروش فیلم‌ات بشوم. بنابراین یک میلیون و پانصد هزار تومان دستمزد می‌خواهم… آیا من حق ندارم وقتی خودم را تا حدی پایین می‌آورم که قرار است قنداقم کنند و پستانک در دهانم بگذارند و توی کالسکه بنشینم، حقم را بگیرم؟ به‌هرحال دوستان کار را به ارشاد و مطبوعات کشاندند».

او برای بازی در مدرسه پیرمردها در سال ۷۰ همانطور که خودش گفته ۳۰۰‌هزار تومان دستمزد گرفته است. قیمت دلار در آن زمان حدود ۱۳۰‌تومان بود. درواقع، او از این زمان تصمیم گرفت که قراردادهای بالا ببندد اما قبل از آن، طبق گفته‌های خودش، مثلاً برای هر قسمت بازی در «بازم مدرسه‌ام دیر شد» هزار تومان گرفته و یا برای بازی در اجاره‌نشین‌ها مبلغی حدود ۵۰‌هزارتومان دریافتی داشته است. او برای دو سال کار در پروژه «ای ایران» ناصر تقوایی، ۱۹۰هزار تومان و در دلشدگان علی حاتمی ۱۶۰هزار تومان دستمزد گرفت. عبدی همان روزها که رسانه‌ها حسابی روی گران بودن قراردادش مانور می‌دادند، به تمام تهیه‌کنندگانی که با استفاده از او، دنبال فروش بالا بودند، اعلام کرد که باید به فکر بالا بردن مبالغ قراردادها باشند.

مارادونای سینما

برخی اکبر عبدی را با دیه‌گو مارادونا، اسطوره فوتبال آرژانتین و جهان مقایسه می‌کنند. اکبر عبدی هم در حرفه خودش، بازیگری نابغه بود و شاید در مقطعی کاملاً بی‌رقیب. با این‌ حال، او همانطور که خودش در یک مصاحبه عنوان کرد ۲۵‌ سال و در حد فاصل ابتدای دهه ۷۰ تا میانه دهه ۹۰ اعتیاد داشت. با این ‌حال، وقتی بیماری‌اش اوج گرفت، سیگار و اعتیاد را ترک کرد. عبدی از اواخر دهه ۸۰ به بیماری مبتلا شد اما هیچگاه صحنه را ترک نکرد. گاهی حتی همزمان در چند پروژه حضور داشت و هرچند نقش‌های مکمل بیشتری بازی کرد اما بازی‌اش پخته‌تر هم شد.

او عاشق بازیگری بود و در این سینما تقریباً هر نقشی را که دوست داشت، بازی کرد. او در آدم برفی نقش مردی را بازی کرد که لباس زنانه می‌پوشد اما بعدها در چند فیلم ازجمله «خوابم می‌آد» ساخته رضا عطاران در نقش یک زن ظاهر شد. با این ‌وجود، او با اینکه ۷ بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد، تنها دو بار این جایزه را به‌دست آورد.

او در طول نزدیک به ۵۰ سال حضور مستمرش در عرصه نمایش، در ۸۸ فیلم سینمایی، ۷۵ سریال و تله‌تئاتر و ۱۰ نمایش به ایفای نقش پرداخت و به جرأت می‌توان گفت که او در تمام این آثار، تلاش کرده که شخصیت و تیپی کاملاً متفاوت ارائه دهد و به گواه کارشناسان و منتقدان، موفق هم بوده است.

اخراجی‌ها و رویدادهای اجتماعی

اکبر عبدی در بسیاری از رویدادها و حوادث اجتماعی سال‌های اخیر، با اظهارنظرهای بعضاً تند و تیزش حضور پیدا کرده است. هرچند بازی‌اش در مجموعه فیلم‌های مسعود ده‌نمکی، باعث شد تا برخی از رسانه‌ها و مخاطبان او را بازیگری وابسته به نهادهای حاکمیتی بدانند. اما عبدی همواره با رفتار و حرف‌هایش مخاطبان را شگفت‌زده می‌کرد و اکنون نیز آخرین ویدئوی او با چشم گریان که نسبت به شرایط بحرانی اقتصاد، انتقاد می‌کند، دست به‌دست می‌شود.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین