اصلاح قیمت بنزین انتخاب نیست، ضرورت است

هم‌زمان با تلاش نظام تصمیم‌سازی برای ساماندهی نارسایی‌های مصرف انرژی، بحث اصلاح قیمت بنزین بار دیگر به کانون توجه بازگشته است؛ بحثی که در ایران همواره با نگرانی‌های اجتماعی، خاطرات تلخ تصمیم‌های مقطعی و تجربه‌های نیمه‌تمام همراه بوده است.

محمود خاقانی مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی در گفت‌وگو با «توسعه گستر» با مرور سه دهه سیاست‌گذاری در حوزه انرژی، تأکید می‌کند مشکل اصلی، جایگزینی اصلاح ساختاری با تصمیم‌های کوتاه‌مدت و بعضاً سیاسی بوده و راه برون‌رفت، تغییر نگاه از «گرانی بنزین» به «مالیات بر مصرف بنزین» و اجرای اصلاحی هوشمندانه، تدریجی و عادلانه است.
چرا اصلاح قیمت بنزین را ضروری می‌دانید؟
خاقانی: سیاست‌گذاری بنزین و حامل‌های انرژی در ایران بارها به‌جای اصلاح ساختاری، به تصمیم‌های مقطعی و بعضاً سیاسی سپرده شده است؛ تصمیم‌هایی که نه‌تنها به بهینه‌سازی مصرف کمک نکرده، بلکه زمینه شکل‌گیری رانت، قاچاق و فشار بیشتر بر بودجه عمومی را فراهم کرده است. هر بار هم که اصلاح قیمت دوباره مطرح می‌شود، مجموعه‌ای از نگرانی‌ها و تجربه‌های نیمه‌تمام زنده می‌شود. با این حال، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که ناگزیر دوباره باید درباره آن تصمیم گرفت.
به نظر شما سیاست انرژی ایران چرا از مسیر اصلاح پایدار منحرف شد؟
خاقانی: باید بررسی کرد چرا این مسیر بارها منحرف شده و چرا اصلاح پایدار شکل نگرفته است. در تجربه‌های گذشته، به‌جای اینکه سیاست‌ها بر مبنای اصلاح بلندمدت و ساختارسازی باشد، تصمیم‌ها شتاب‌زده یا مقطعی بوده و همین باعث شده مسئله بنزین تبدیل به یک بحران مزمن شود.
از تجربه دولت آقای هاشمی رفسنجانی چه نکته‌ای برای امروز قابل استفاده است؟
خاقانی: خاطرم هست در دولت آقای هاشمی رفسنجانی «کمیته اقتصاد انرژی» در وزارت نفت تشکیل شد. آن زمان برای نخستین‌بار این نگاه شکل گرفت که نمی‌توان با همان الگوی قدیمی مصرف و قیمت‌گذاری، آینده انرژی کشور را مدیریت کرد. همان سال‌ها روشن بود که رشد جمعیت، افزایش مصرف و تغییرات بازار جهانی انرژی، ایران را به سمت ضرورت یک اصلاح بزرگ می‌برد؛ اصلاحی که هم در قیمت‌گذاری و هم در ساختار سرمایه‌گذاری و دیپلماسی انرژی باید خود را نشان می‌داد.
آن ساختار و نگاه بعدتر چه سرنوشتی پیدا کرد؟
خاقانی: آن کمیته به معاونتی در وزارت نفت تبدیل شد که مأموریتش معطوف به دریای خزر، کاسپین و تحولات پساشوروی بود. فروپاشی شوروی در اوایل دهه ۹۰ میلادی، معادلات منطقه را تغییر داد و ایران می‌توانست به‌عنوان محور انرژی، نقش مهم‌تری در اتصال حوزه‌های جدید تولید و بازار ایفا کند. معتقدم اگر قیمت انرژی در داخل به سطحی نزدیک به استانداردهای بین‌المللی می‌رسید، جلب سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌های نفت و گاز هم منطقی‌تر و پایدارتر می‌شد.
در حوزه دیپلماسی انرژی چه فرصت‌هایی از دست رفت؟
خاقانی: از ابتکارهای مرتبط با سازمان همکاری اقتصادی اکو گرفته تا ایده ایجاد مجمع کشورهای صادرکننده گاز، ماحصل تلاش‌های آن دوره بود. ایران در برخی از این ابتکارها نقش پیشران داشت، اما در ادامه با تغییر رویکردهای سیاسی و تصمیم‌های شتاب‌زده، بخشی از ظرفیت‌ها از دست رفت. حتی درباره محل استقرار و دبیرخانه برخی نهادهای بین‌المللی هم فرصت‌هایی برای تثبیت نقش ایران وجود داشت که در نهایت از بین رفت.
از اوایل دهه ۸۰ چه روندی شروع شد و چرا ادامه پیدا نکرد؟
خاقانی: از اوایل دهه ۸۰ مطالعات هدفمندی یارانه‌ها آغاز شد و در همان دوره کارشناسانی در وزارت نفت و مجموعه‌های وابسته به این نتیجه رسیده بودند که باید مدل تازه‌ای برای مدیریت مصرف و قیمت‌گذاری انرژی طراحی شود. طرح‌هایی مانند بورس نفت در کیش، فروش فرآورده‌ها به ریال و حرکت به سمت پشتوانه‌دار کردن پول ملی با اتکا به منابع انرژی می‌توانست بخشی از راه‌حل باشد. اما این مسیر با تغییر دولت اصلاحات و جایگزینی آن با دولت‌های نهم و دهم و تصمیم‌های متناقض دولت احمدی‌نژاد و مجلس اصولگرای هفتم و هشتم متوقف شد.
نقش مجلس هفتم در پرونده بنزین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خاقانی: یکی از گره‌های اصلی در این میان، تصمیم مجلس هفتم برای تثبیت قیمت بنزین در سطح پایین بود. این تصمیم در ظاهر برای مهار تورم گرفته شد، اما در عمل نه جلوی فشارهای اقتصادی را گرفت و نه مانع رشد ناترازی‌ها شد. نتیجه آن سیاست، تبدیل شدن بنزین به یک مسئله مزمن بود که بعدتر با عنوان هدفمندی یارانه‌ها دوباره به صحنه بازگشت، اما این بار هم بدون آنکه اصلاحی واقعی و ساختاری صورت بگیرد.
پیشنهاد مشخص شما برای تغییر چارچوب تصمیم‌گیری چیست؟
خاقانی: پیشنهاد من این است که تغییر نگاه در نظام تصمیم‌سازی حوزه انرژی از «گرانی بنزین» به «مالیات بر مصرف بنزین» صورت گیرد. در شرایطی که اقتصاد کشور تحت فشارهای سنگین قرار دارد، بهتر است به‌جای فشار آوردن بر تولید، از مصرف سوخت مالیات گرفته شود؛ مالیاتی که می‌تواند صرف جبران آلودگی هوا، توسعه حمل‌ونقل عمومی، حمایت از درمان و حتی تقویت بخش‌هایی از بودجه عمومی شود.
«مالیات بر مصرف بنزین» چه منطقی دارد و چه مزیت‌هایی ایجاد می‌کند؟
خاقانی: به زبان ساده، کسی که بیشتر بنزین مصرف می‌کند باید سهم بیشتری در پرداخت هزینه‌های اجتماعی، زیست‌محیطی و شهری آن داشته باشد. این مدل چند مزیت هم‌زمان دارد: اول اینکه تولیدکننده را از فشار مالیاتی بی‌مورد دور می‌کند؛ دوم انگیزه مصرف بی‌رویه را کاهش می‌دهد؛ سوم منابع حاصل می‌تواند به‌جای هدررفت، به بخش‌های ضروری‌تری مثل حمل‌ونقل عمومی و سلامت عمومی تخصیص یابد.
اگر اصلاح انجام نشود، پیامدها چیست؟
خاقانی: تا زمانی که انرژی در ایران ارزان و بی‌قاعده مصرف شود، هم قاچاق و رانت ادامه خواهد داشت و هم دولت ناچار می‌شود هزینه ناکارآمدی را از جیب مردم و تولید جبران کند.
در نهایت اصلاح قیمت بنزین را چگونه باید پیش برد تا به بحران اجتماعی منجر نشود؟
خاقانی: اصلاح قیمت انرژی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ اما این اصلاح باید هوشمندانه، تدریجی و عادلانه باشد. نه جهش‌های ناگهانی و شوک‌آور، نه تثبیت قیمت‌های مصنوعی و فرساینده. اگر قرار است بنزین و حامل‌های انرژی اصلاح شوند، باید هم‌زمان سازوکاری برای حمایت از مردم، کاهش آلودگی، تقویت حمل‌ونقل عمومی و جلوگیری از رانت و قاچاق هم طراحی شود. فقط در این صورت است که می‌توان از یک بحران مزمن، به یک اصلاح پایدار رسید.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین