واشنگتن اگر چه با تکیه بر اعمال تحریمها، فشارها و تهدیدها علیه آمریکای لاتین تلاش میکند تا پیشرفت پکن را مهار کند، کشورهای منطقه کاملا بر خلاف این رویه عمل کردهاند و آمارها روند دیگری را نشان میدهد: تعمیق روابط با پکن و پذیرش این واقعیت که واشنگتن نمیتواند جایگزینی برای این مناسبات ارائه دهد؛ صادرات به چین در سال ۲۰۲۶، در آرژانتین ۸۶ درصد، در مکزیک ۵۸ درصد، در پرو ۴۳ درصد و در برزیل و شیلی ۲۵ درصد رشد داشته است.
به گزارش توسعه گستر، دولت «دونالد ترامپ» با گذشت مدت زمان کوتاهی از نخستین سال تصاحب ریاست جمهوری آمریکا، «نیکلاس مادورو» رئیسجمهوری ونزوئلا را ربوده، جنگهای تعرفهای را علیه شرکای تجاری اصلی خود در آمریکای لاتین آغاز کرده، با تهدید به «بازپسگیری» کانال پاناما، کشور میزبان این گذرگاه تجاری را به چالش کشیده و کوبا را به اقدام نظامی تهدید میکند.
مجموع این اقدامات واشنگتن به طور رسمی به عنوان بخشی از مبارزه با چین، شریک تجاری کلیدی تقریبا هر کشور در منطقه، توجیه میشود.
واشنگتن در استراتژی امنیت ملی خود اظهار میدارد که «پس از سالها غفلت، ایالات متحده دکترین مونرو را برای بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی بار دیگر تایید و اجرا خواهد کرد» و همچنین «از رقبای غیر نیمکرهای خود، توانایی استقرار نیروها یا سایر قابلیتهای تهدیدآمیز را سلب خواهد کرد.»
با این حال، واقعیت کاملا متفاوت است: با وجود تهدیدها و فشارهای آمریکا، کشورهای آمریکای لاتین همچنان به تقویت روابط خود با پکن ادامه میدهند، زیرا میدانند که واشنگتن قادر به ارائه جایگزین قابل مقایسهای نیست.
حتی پس از آغاز موج جدید فشار از سوی کاخ سفید، تجارت منطقه با چین با سرعت سرسامآوری به رشد خود ادامه داد.
برزیل، بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین، صادرات خود به چین را در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۲۵ درصد افزایش داد و به ۳۵.۶ میلیارد دلار رساند. در مقابل، صادرات به آمریکا در همین بازه زمانی، حدود ۱۷ درصد کاهش یافت.
در آرژانتین نیز صادرات به چین در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶، ۸۶ درصد افزایش یافته است. روندی که نشان میدهد همکاری با چین حتی در کشورهایی که توسط دولتهایی با ایدئولوژی همسو با واشنگتن اداره میشوند، در حال تشدید است.
حتی در هندوراس، کشوری که «نصری آسفورا» از حامیان ترامپ به قدرت رسید، با وجود لفاظیهای پیش از انتخابات، هیچ عجلهای برای احیای روابط با تایوان وجود ندارد؛ چرا که دولت هندوراس آگاهی کامل دارد که همکاری با پکن بسیار ارزشمند است و نمیتوان از آن صرف نظر کرد.
«مارکو فرناندِس» عضو شورای مدنی بریکس و تحلیلگر ژئوپلیتیک برای خبرگزاری برزیلی Brasil de Fato، در گفتوگو با آرتی خاطرنشان کرد که رابطه اقتصادی با چین برای منطقه اساسی است.
وی تصریح کرد: «تراز تجاری آمریکای لاتین و کارائیب با چین از ۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۵۲۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. حتی کشورهایی مانند آرژانتین و شیلی که روسای جمهوری آنها انتقادات ایدئولوژیکی از چین دارند، نمیتوانند از تجارت با این کشور آسیایی دست بردارند.»
ویژگی اصلی نفوذ چین این است که ساکنان منطقه، این حضور را به معنای واقعی کلمه هر روز درک میکنند. در ۲۲ مه (یکم خرداد)، اولین قطار متروی بوگوتا سفر آزمایشی خود را آغاز کرد.
این اولین سیستم مترو در آمریکای لاتین است که به طور کامل توسط یک کنسرسیوم چینی تحت هدایت شرکت مهندسی بندر چین طراحی، ساخته و اداره میشود. این پروژه ۴ میلیارد دلاری به بزرگترین پروژه زیرساختی کلمبیا در دهههای اخیر تبدیل شده و در حال حاضر حدود ۱۵ هزار نفر در آن مشغول هستند. شرکتهای این غول آسیایی همچنین واگنهای قطار را برای سیستمهای مترو در مکزیکوسیتی، سائوپائولو، بوئنوس آیرس و سانتیاگو تامین میکنند.
در شیلی، سرمایهگذاریهای چین در حال حاضر به طور مستقیم زندگی میلیونها نفر را تغییر داده است. پس از اجرای گسترده اتوبوسهای برقی چینی، ۶۸ درصد از ناوگان اتوبوس سانتیاگو برقی شد که باعث کاهش ۸۰ درصدی انتشار ذرات مضر، کاهش قابل توجه سطح سر و صدا و صرفهجویی دهها میلیون لیتر گازوئیل شد.
همچنین باید به رشد خودروهای چینی در منطقه اشاره کرد. خودروسازان چینی مانند BYD، Geely، Chery و GWM به لطف خودروهای برقی مقرون به صرفه و مشارکتهای محلی، به سرعت در حال افزایش سهم بازار خود در سراسر آمریکای جنوبی هستند. در سال ۲۰۲۵، خودروسازان چینی حدود ۳۰ درصد از فروش خودروهای جدید در آمریکای لاتین را به خود اختصاص دادند.
به موازات تشدید سیاستهای آمریکا در منطقه، چین نیز واکنش شدیدتری به موضع تهاجمی جدید واشنگتن نشان داده است. در اوایل سال جاری میلادی، دیوان عالی پاناما پس از فشار دولت ترامپ، قراردادهای شرکت مستقر در هنگکنگ (CK Hutchison Holdings) را برای بهرهبرداری از دو بندر کانال پاناما لغو کرد.
واکنش چین قاطع بود؛ پکن فشار واشنگتن را «ذهنیت جنگ سرد» نامید و به پاناما هشدار داد. دولت چین این حکم را «کاملا پوچ» خواند و هشدار داد که اگر این کشور آمریکای مرکزی مسیر خود را تغییر ندهد، «بهای سنگینی» خواهد پرداخت. به گزارش بلومبرگ، پکن همچنین اجرای همه توافقهای جدید با این کشور را به حالت تعلیق درآورده و عملا سرمایهگذاریهای خود را متوقف کرده است.
وضعیت جاری در مورد پاناما به عنوان هشداری برای همه آمریکای لاتین عمل کرده است: تسلیم شدن در برابر فشار آمریکا میتواند منجر به از دست دادن سرمایهگذاری، تجارت و پروژههای زیرساختی چین شود؛ و به نظر میرسد که اکثر کشورهای منطقه این پیام را دریافت کردهاند.
هنگامی که وزارت امور خارجه ایالات متحده بیانیه مشترکی را در حمایت از پاناما در برابر «فشار اقتصادی چین» منتشر کرد، فقط بولیوی، کاستاریکا، گویان، پاراگوئه و ترینیداد و توباگو آن را تایید کردند. حتی سیاستمدارانی که بیشتر به واشنگتن وفادار بودند، «خاویر میلی»، «دانیل نوبوآ» و «خوسه آنتونیو کاست» روسای جمهوری آرژانتین، اکوادور و شیلی تصمیم گرفتند این سند را امضا نکنند.
بر اساس این گزارش، واشنگتن خواستار تسلیم است، اما هیچ جایگزینی ارائه نمیدهد. با وجود اعلامیههای پرطمطراق در مورد بازگشت به دکترین مونرو، سیاست واشنگتن کمتر و کمتر شبیه دفاع از منطقه، و هر چه بیشتر شبیه تلاشی برای دیکته کردن به کشورهای آمریکای لاتین است.
«استفان والت» استاد دانشگاه هاروارد میگوید: دولت ترامپ میخواهد تا حد امکان همسایگان را مجبور به انجام خواسته های خود کند.
این تحلیلگر اشاره میکند که کاخ سفید قصد دارد سیاستهای اقتصادی همسایگان خود را کنترل کند و اقداماتی را که میتواند از نظر اقتصادی برای آن کشورها یا کشورهایی مانند چین مفید باشد، وتو کند.
از آنجا که دولت ترامپ غارتگر است و با کمکهای خارجی مخالف است و سهم خود از مزایا را در تمام روابط دوجانبه خود میخواهد، باید برای رسیدن به خواستههایش به تهدید متوسل شود. مشکل این است که اگر ایالات متحده به این شکل بر دخالت در اقتصاد همسایگان خود اصرار ورزد، مسئول شرایط اقتصادی موجود در آنجا میشود.
وی میافزاید که واشنگتن با اعمال ممنوعیتها، هیچ جایگزینی ارائه نمیدهد. این تحلیلگر معتقد است اگر دولت ترامپ به کشورهای آمریکای لاتین بگوید که نمیتوانند محصولات چینی را که گاهی ارزانتر و بهتر از محصولات آمریکایی هستند، خریداری کنند، مصرفکنندگان ناراضی خواهند شد.
این کارشناس هشدار میدهد: «اگر تمایل دولت را به مقصر دانستن مشکلات ایالات متحده به گردن مهاجران و پناهندگان منطقه و تعهد قاطع آن به اخراج هرچه بیشتر مهاجران اضافه کنید، دستورالعملی نه برای هژمونی پایدار، بلکه برای افزایش ضد آمریکاییگرایی و بیثباتی منطقهای خواهید داشت.»
«خورخه هاینه» وزیر و سفیر سابق شیلی معتقد است که تلاش ایالات متحده برای محدود کردن فعالیت تجاری خارجی در منطقه، به ویژه با توجه به سفر ترامپ به چین، عجیب است.
با این حال، موضوع غیرقابل دفاع این است که واشنگتن از سرمایهگذاریهای بسیار موثر چین در آمریکای لاتین انتقاد میکند، در حالی که همزمان علاقه خود را به تجارت با چین، تضمین دسترسی بیشتر به بازار چین برای شرکتهای آمریکایی و جذب سرمایهگذاری بیشتر چینیها به ایالات متحده ابراز میکند.
وی میافزاید: «برای دسترسی به منابع طبیعی و مواد خام ارزشمند و بیشمار این قاره، کسب جایگاه در بازارهای آن و کمک به صنعتی شدن آن، قدرتهای بزرگ باید رقابت را بپذیرند، و نه طرد شدن را. کاری که ایالات متحده تاکنون انجام داده است نه تنها شکست خورده، بلکه در واقع نتیجه معکوس داشته است.»
مارکو فرناندس نیز خاطرنشان کرد: «ایالات متحده هنوز مسئول اکثر سرمایهگذاریهای خارجی در منطقه است، اما با چهرهای متنوعتر و از نظر تاریخی تثبیتشدهتر، و مهمتر از همه، خصوصی. سرمایهگذاریهای چین اکنون عمومی هستند و بیشتر بر زیرساختهای مرتبط با صادرات منابع طبیعی و زیرساختهای انرژی متمرکز شدهاند.»
آمریکا فاقد ابزارهای عمومی برای انجام سرمایهگذاریهای بلندمدت یا وام بدون فشار زیاد برای دستیابی به بازده سریع است و بنابراین قادر به رقابت با چین در این بخش نخواهد بود. واضح است که واشنگتن هیچ علاقهای به دیدن «حیاط خلوت» خود که در حال توسعه زیرساختها و اقتصاد خود و تقویت کشورهایش است، ندارد.»
به گفته این کارشناس، در حالی که ایالات متحده تلاش میکند از طریق اولتیماتومها آمریکای لاتین را دوباره به دست آورد، چین همچنان روز به روز از طریق جادهها، قطارها، اتوبوسهای برقی، کارخانهها و سرمایهگذاریهایی که مردم میتوانند با چشمان خود ببینند، حضور خود را تثبیت میکند.
