حمید حاجاسماعیلی با تفکیک «کاهش نرخ تورم» از «کاهش رشد تورم» میگوید آنچه این روزها در آمارها دیده میشود، هنوز به معنای بهبود واقعی معیشت مردم نیست. او در این گفتوگو با اشاره به تداوم نااطمینانیهای امنیتی، فشارهای بودجهای، اختلاف آماری نهادهای رسمی و جهش دوباره ارز تأکید میکند که تا ثبات سیاسی، انضباط مالی و گشایش در روابط خارجی حاصل نشود، سخن گفتن از مهار پایدار تورم و اشتغال، زودهنگام است.
سؤال: این روزها از کاهش تورم و بازگشت بخشی از شاغلان به کار صحبت میشود. ارزیابی شما چیست؟
پاسخ: قبل از هر چیز باید از تلاش هاس دولت برای بهبود شاخص های اقتصادی تشکر کرد. باید میان «کاهش نرخ تورم» و «کاهش رشد تورم» تفاوت قائل شد. آنچه فعلاً رخ داده، بیشتر ناظر به کاهش شتاب رشد تورم است، نه پایین آمدن واقعی سطح قیمتها. از منظر معیشت مردم هنوز فاصله جدی میان آمارهای رسمی و واقعیت بازار وجود دارد.
سؤال: چرا با وجود این آمارها، مردم چنین حسی از بهبود ندارند؟
پاسخ: چون سفره مردم با آمارها تنظیم نمیشود، با قیمتها تنظیم میشود. وقتی قیمت دلار، کالاهای اساسی، اجاره و هزینههای روزمره بالا میماند، مردم بهبود واقعی احساس نمیکنند. به همین دلیل است که باید روایت آماری را با واقعیت میدانی سنجید.
سؤال: چه عواملی را در کنترل نسبی تورم مؤثر میدانید؟
پاسخ: فضای روانی ناشی از تفاهم ایران و آمریکا و همچنین افزایش قیمت نفت، تا حدی به ورودیهای ارزی کشور کمک کرده و توانسته از شدت تورم بکاهد. اما این به معنای حل ریشهای مشکل نیست؛ فقط توانسته از جهش بیشتر جلوگیری کند.
سؤال: شما همچنان از شرایط جنگی و نااطمینانی سخن میگویید. این وضعیت چه اثری بر اقتصاد دارد؟
پاسخ: اقتصاد ایران هنوز تغییر ساختاری نکرده و همچنان زیر فشار شرایط امنیتی و هزینههای ناشی از آن است. وقتی کشور در فضای تنش و تهدید قرار دارد، بودجه، تخصیص منابع و حتی انتظارات بازار هم دچار اختلال میشود. در چنین وضعی کنترل پایدار تورم بسیار دشوار است.
سؤال: دلار را چهقدر در تحولات تورمی مؤثر میدانید؟
پاسخ: دلار در اقتصاد ایران مهمترین سنجه و محرک تورم است. وقتی در مدت کوتاه چند هزار تومان جهش میکند و به سطوح بالای ۱۹۰ هزار تومان میرسد، طبیعی است که موج آن به همه بازارها منتقل شود. این نشانهای از شکنندگی اقتصاد است.
سؤال: به آمارهای رسمی تا چه اندازه میتوان اعتماد کرد؟
پاسخ: یکی از مشکلات جدی ما زیرساخت آماری است. سالهاست که میان آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار اختلافهای قابل توجهی دیده میشود. این اختلافها نشان میدهد هنوز همگرایی فنی و روششناختی کافی وجود ندارد و همین مسئله تحلیل دقیق را دشوار میکند.
سؤال: آیا میتوان از مهار تورم در سال آینده سخن گفت؟
پاسخ: اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، نهتنها مهار تورم آسان نیست، بلکه خطر رسیدن به تورمهای بسیار بالا هم وجود دارد. بهویژه اگر انسدادهای اقتصادی، تحریمها و فشارهای بودجهای ادامه یابد، نمیتوان چشمانداز آرامی ترسیم کرد.
سؤال: وضعیت اشتغال را چگونه میبینید؟
پاسخ: بازگشت بخشی از شاغلان به کار، ناشی از رونق جدید نیست؛ بیشتر نتیجه کاهش نسبی شدت درگیریها و ناامنیهاست. این موضوع مشابه دوره پساکروناست؛ یعنی با فروکش کردن بحران، بخشی از فعالیتها دوباره شروع میشود، اما این به معنای حل مسئله اشتغال نیست.
سؤال: پس چرا برخی این بازگشت را نشانه بهبود میدانند؟
پاسخ: چون از بیرون چنین به نظر میرسد، اما در عمق اقتصاد، بیکاری، قطعی انرژی، کمبود سرمایه در گردش و مشکلات تولید همچنان باقی است. تا زمانی که ثبات واقعی ایجاد نشود، این بازگشتها مقطعی خواهد بود.
سؤال: راهحل اصلی را در چه میدانید؟
پاسخ: اقتصاد ایران به ثبات سیاسی، درآمد پایدار، انضباط مالی سختگیرانه و بهبود ارتباط با جهان نیاز دارد. بدون اینها، کنترل تورم و ایجاد اشتغال پایدار ممکن نیست. بازار و سفره مردم بهترین معیار برای سنجش موفقیت سیاستها هستند.