چرخه معیوب ائتلاف‌سازی و ناامنی؛ چرا غرب آسیا به امنیت جمعی نیاز دارد؟

در حالی که غرب آسیا در دهه‌های گذشته شاهد شکل‌گیری ائتلاف‌ها و ترتیبات امنیتی مختلف بوده است، تجربه منطقه نشان می‌دهد ائتلاف‌های محدود و رقابت‌های امنیتی نه‌تنها به تامین پایدار امنیت منجر نشده، بلکه در مواردی چرخه ناامنی و ائتلاف‌سازی را تشدید کرده است؛ روندی که ضرورت حرکت به سوی یک سازوکار امنیت جمعی با مشارکت همه کشورهای منطقه را بیش از پیش برجسته می‌کند.

به گزارش توسعه گستر به نقل از ایرنا، سران سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه ۱۶ مرداد (۷ آگوست) پیمان دفاعی را امضا کردند که به سبب زمان این امضا، اعضای توافق و اهداف پیدا و پنهان آن، طی ساعات پس از امضا به یکی از مهمترین خبرها و تحلیل‌های رسانه‌های جهان و منطقه تبدیل شد. بر اساس آنچه از بیانیه مشترک سه کشور درباره این پیمان می‌دانیم؛ ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد این تفاهم را بر مبنای دفاع جمعی، تقویت بازدارندگی، گسترش همکاری‌های دفاعی و نظامی در همه ابعاد تنظیم و امضا و سران هر سه کشور تاکید کرده‌اند که: توافق علیه کشور مشخصی نبوده و جایگزین سایر اتحادها و توافق‌ها نیست، مبتنی بر حق دفاع مشروع بوده و مشارکت سایر کشورهای منطقه را امکان‌پذیر می‌داند.

بندی که مورد توجه بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران قرار گرفت این بود که هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه هر سه کشور تلقی می‌شود. این بند، هسته اصلی توافق اخیر و مبنای بازدارندگی جمعی آن است. از همان ساعات نخست امضای این پیمان از سوی همسایگان ایران، تحلیل‌های متنوعی درباره دلایل امضا و پیام‌های آن در رسانه‌های مختلف، منتشر شد گروهی مدعی شدند سه کشور همسایه در حال ارسال پیام به ایران هستند و شماری هم این تفاهم را به ناتوی اسلامی تعبیر کردند. این اقدام در داخل کشور هم با واکنش‌هایی روبرو بود و مورد تحلیل قرار گرفت. رسمی‌ترین اظهارنظر در این زمینه اما توییت وزیر امور خارجه بود. «سید عباس عراقچی» در پیامی خطاب به همسایگان تاکید کرد که زمان آن فرا رسیده است به خود متکی باشیم و برادری واقعی را در پیش گیریم.

وزیر خارجه با یادآوری این نکته که نیروهای مسلح قدرتمند ایران، آمادگی، توانمندی و اقتدار خود را در برابر پیشرفته ترین نیروی نظامی جهان به اثبات رسانده‌اند، تاکید کرد: هنگامی که مسلمانان در کنار یکدیگر متحد و یکپارچه باشند، می‌توانند در برابر هر چالشی که از سوی بیگانگان بدخواه ایجاد می‌شود، با قدرت و قاطعیت ایستادگی کنند. زمان آن فرا رسیده است که تنها به خود متکی باشیم و برادری واقعی را در پیش گیریم. یادآوری‌ها، تاکیدات و تصریحات وزیر امور خارجه در واکنش ضمنی به تفاهم میان سه کشور همسایه با ایران؛ از یک سو نوع نگاه تهران به این پیمان را روشن می‌کند و از سوی دیگر برخی پرسش‌های بنیادین را درباره اهداف و دستاوردها چنین تفاهماتی پیش روی می‌نهد.

وقوع هر رویدادی در غرب آسیا؛ از انقلاب و جنگ و درگیری نظامی تا توافق و تفاهم، از سوی برخی کشورهای حاضر در این جغرافیا با یک اقدام مشخص روبرو می‌شود؛ تشکیل ائتلاف. انقلاب در ایران و سپس حمله صدام حسین به کشور را، همسایگان عرب در جنوب خلیج‌فارس با تشکیل ائتلاف شورای همکاری خلیج فارس واکنش دادند، پس از امضای توافق هسته‌ای ایران، برخی از این کشورها ائتلاف‌هایی را با دشمنان دیرینه خود و ایران ترتیب داده و عضو پیمان‌هایی از جمله پیمان صلح ابراهیم شدند و حالا در میانه جنگی تمام نشده میان ایران و آمریکا، این کشورها بار دیگر تصمیم به تشکیل ائتلافی تازه گرفته‌اند تا به اصطلاح «حافظ امنیت آن‌ها» باشد. پرسش روز این است که آیا تکرار ائتلاف‌های دو-سه جانبه با یکدیگر یا با کشورهای فرامنطقه‌ای می‌تواند حافظ امنیت این کشورها باشد؟ پاسخ به این پرسش، فارغ از اینکه چنین پیمان‌های چه تاثیری بر ایران خواهد داشت؛ می‌تواند برای پایتخت‌های منطقه، راهگشا باشد.

ائتلاف‌های دوجانبه و سه‌جانبه اگر در محیطی شکل بگیرند که سایر بازیگران منطقه‌ای خود را از آن کنار گذاشته یا هدف آن تلقی کنند، به تشدید معضل امنیتی و رقابت ائتلافی در منطقه منجر می‌شوند.

واقعیت در غرب آسیا، چیزی متفاوت از خواست و اراده پایه‌گذاران پیمان منعقد شده اخیر را روایت می‌کند؛ جایی که ائتلاف‌های اشاره شده، ممکن است نوعی از بازدارندگی را در کوتاه‌مدت برای اعضای ایجاد کنند اما چشم‌انداز بلندمدت آن، زمانی که دیگر بازیگران اصلی در منطقه را نادیده گرفته و یا حتی هدف پیمان‌های خود تعریف می‌کنند، نه تنها مثبت نبوده بلکه خود به گره تازه‌ای در سیر رویدادها و تحولات تبدیل می‌شود.

تاکید و تصریح اینکه «تفاهم‌های امضا شده دو یا سه‌جانبه، علیه کشوری نیست» گرچه در نگاه نخست، نوعی از حسن‌نیت را نشان می‌دهد اما واقعیت آن است که ترتیبات امنیتی به ویژه در منطقه‌ای چون خاورمیانه فقط به آنچه اعضای آن درباره انگیزه و نیت خود می‌گویند محدود نخواهد ماند و بر ادراک دیگر بازیگران از امنیت، ائتلاف و ثبات هم اثر می‌گذارد. اگر نتیجه ادراک و برداشت از این ائتلاف‌ها برای کشور یا کشورهای دیگر منطقه، شکل‌گیری آرایشی تازه و البته تهدیدزا باشد؛ نتیجه طبیعی آن افزایش توان دفاعی و نظامی و یا ایجاد ائتلاف‌های متقابل خواهد بود و این همان لوپ یا چرخه‌ امنیتی‌سازی است که منطقه در سال‌های اخیر در آن گرفتار شده و نه تنها امنیت خود را باخته بلکه میلیاردها دلار هم در نتیجه این پیمان‌ها به حساب کارخانه‌های تسلیحاتی غرب و شرق روانه شده است. واقعیت آن است که هرچه یک ائتلاف کوچک‌تر، منسجم‌تر و نظامی‌تر شود، احتمال اینکه بازیگران خارج از دایره آن، برای مقابله به سمت ائتلاف‌های دیگری حرکت کنند بیشتر خواهد بود. در چنین شرایطی، منطقه به‌جای یک معماری امنیتی مشترک، با مجموعه‌ای از ترتیبات متقابل و رقیب مواجه خواهد شد.

ائتلافی که می‌تواند غرب آسیا را از چرخه امنیت خارج کند

وابستگی و شاید حتی در هم تنیدگی امنیت در غرب آسیا هم این مفهوم و هم متضاد آن یعنی ناامنی را موضوعی مُسری ساخته و این در حالی است که امنیت هیچ کشوری از امنیت سرزمین‌های اطراف آن جدا نیست. در این جغرافیا، امنیت دریایی از خلیج عدن و دریای عمان تا خلیج فارس و اقیانوس هند به هم وابسته‌اند، امنیت انرژی و اقتصاد، امنیت یمن و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین، برنامه‌های نظامی و دفاعی، حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای همگی بخش‌های مختلف یک پازل هستند که در نهایت تصویری از خاورمیانه و غرب آسیا ترسیم و ارسال می‌کنند. سامان‌دهی این بخش‌ها زمانی که چالش‌های ایدئولوژیک و هویتی هم به آن اضافه می‌شوند؛ به فرایندی دشوار، زمان‌بر و البته نیازمند همراهی «همه» کشورهای منطقه تبدیل می‌شود و از این روست که نمی‌توان با ایجاد پیمان‌های امنیتی دو یا سه‌جانبه، مسئله امنیت و ثبات را در این گستره بی‌ثبات از زمین، حل و فصل کرد.

دانشگاه کمبریج در پژوهشی درباره دلایل تداوم تنش‌ها در غرب آسیا به این چرخه پرداخته و نوشته است: منطقه خلیج فارس طی ۴۵ سال گذشته با مسائل و چالش‌های امنیتی متعددی دست‌به‌گریبان بوده است. کشورهای خلیج فارس، در عمل، در چرخه‌ای معیوب از ناامنی و مناقشه گرفتار شده‌اند. تلاش‌هایی که این کشورها برای تامین و حفاظت از امنیت خود انجام داده‌اند، غالباً به شکل‌گیری پویایی‌هایی منجر شده است که شکاف‌ها و تنش‌های منطقه‌ای را تشدید کرده و در نتیجه، نیاز به اقدامات بیشتر برای تامین امنیت را افزایش داده است. این وضعیت نیز به نوبه خود، دور تازه‌ای از اقدامات امنیتی و تشدید بیشتر تنش‌ها را به دنبال داشته است. طرف‌های درگیر در منازعات در طول زمان تغییر کرده‌اند، اما محیط تقابلی همچنان پابرجا مانده است.

چرخه ائتلاف‌سازی و ناامنی؛ چرا غرب آسیا به امنیت جمعی نیاز دارد؟

خروج از این چرخه نیازمند عوامل بسیار بوده و با موانع زیادی هم روبروست. در دسته‌بندی این عوامل گرچه موضوع دخالت‌های فرامنطقه‌ای اهمیت ویژه دارد اما به نظر می‌رسد، این پارامتر در برابر اراده‌ای که کشورهای منطقه باید به کار گیرند، اهمیت ثانوی داشته باشد. درک این اصل که ساخت ائتلاف‌های چندگانه علیه دیگری نمی‌تواند منطقه را از چرخه امنیتی خارج سازد، پایه «سازوکار امنیت» در غرب آسیاست و معمار اصلی و نهایی آن «همه» کشورهای منطقه. سازوکاری که بتواند با وجود تمام اختلافات، بی‌اعتمادی‌ها و دخالت‌های خارجی، کشورهای منطقه را در خود جمع کرده و سازوکار و قواعد مشترک امنیتی ایجاد کند.

معماری و ساخت این سازوکار، کانون مرکزی همه توصیه‌ها، تاکیدات و اقدامات ایران در پرونده منطقه‌ای است. تهران با درک تمام چالش‌های پیش‌روی رسیدن به یک امنیت درون‌زا، همچنان آن را نیاز مبرم منطقه و تنها راه رسیدن به امنیتی پایدار می‌داند. از این رو گرچه این اصل را نافی همکاری‌های دوجانبه کشورها با یکدیگر نمی‌داند اما تکیه و تاکید صرف بر این نوع از همکاری‌ها را هم با توجه به ویژگی‌های منطقه و آنچه بر آن گذشته و می‌گذرد، راهکار بلندمدت نمی‌داند.

غرب آسیا بیش از آنکه به یک ائتلاف جدید نیاز داشته باشد، به قواعد مشترک امنیتی، گفت‌وگوی دائمی، اعتمادسازی و سازوکاری نیاز دارد که همه کشورهای منطقه را حتی در شرایط اختلاف در یک چارچوب واحد نگه دارد.

تهران در مسیر اجرایی ساختن، خواست خود ایده‌هایی را هم در طول همه این سال‌ها مطرح و پیگیری کرده است که طرح هرمز یکی از مهمترین آن‌ها بود که امنیت در منطقه را نتیجه همکاری ایران و عراق با ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس پیشنهاد می‌داد. طرح پیشنهادی ایران، بسیاری از چالش‌های تاریخی، سیاسی، مذهبی و حتی اجتماعی همراهی و همکاری بین کشورها را در نظر می‌گیرد و از این رو نه خوش‌بینی‌های طرح‌هایی چون ناتوی خاورمیانه و اسلامی را در خود دارد و نه ناممکن‌های طرح‌هایی چون پیمان ابراهیم‌ را. مکانیسم مورد نظر ایران مبتنی بر همراهی برای مدیریت اختلافات و چالش‌ها و عبور از بحران‌های ناشی از آن‌هاست. در چنین فرمولی موضوع یکسان‌سازی اصول، سیاست‌ها و دیدگاه‌های همه کشورها نیست بلکه هماهنگی و تثبیت نقاط مشترکی است که نمونه‌ای از آن در پیام وزیر امور خارجه هم مورد اشاره قرار گرفته «برادری واقعی». در این مکانیسم اصولی چون احترام به حاکمیت کشورها، عدم استفاده از زور، ایستادن در برابر اقدامات بی‌ثبات‌کننده کشورهای خارج از منطقه و حمایت از هرگونه اقدام اعتمادآفرین می‌تواند در نهایت به ائتلافی متشکل از همه کشورهای منطقه منجر شده و امنیتی را به وجود آورد که هم در ریاض و تهران احساس شود و هم در ابوظبی و بغداد.

ائتلاف محدود و ناتوانی در تامین امنیت

آینده تفاهم اخیر یا هر نوع توافق دیگری که اصل حضور «همه» کشورهای منطقه در آن رعایت نشده باشد؛ در دو حالت قابل بررسی است؛ کوتاه‌مدت و بلندمدت. در ارزیابی کوتاه‌مدت آن می‌توان معذوریت‌ها و محدودیت‌های کشوری با ثروت نفتی سرشار را برای تلاش در جهت همراه‌سازی عضوی از ناتو و کشوری با سلاح هسته‌ای درک کرد و پذیرفت که هریک از این سه به نوعی نیازمند همراهی یکدیگر هستند. در بلندمدت اما نمی‌توان اطمینان داشت که این همراهی و هم‌پیمانی بتواند بازدارندگی امنیتی، دستاوردهای سیاسی و انتفاع اقتصادی را به همراه داشته باشد؛ از آن رو مبدع این پیمان پیش از این چنین شیوه‌ای را با آمریکا پیش برده و به نتیجه نرسیده بود.

چرخه ائتلاف‌سازی و ناامنی؛ چرا غرب آسیا به امنیت جمعی نیاز دارد؟

اگر تفاهم‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای را از چشم‌انداز منفی نگریسته و تحلیل کنیم؛ باید این پیمان به اصطلاح امنیتی اخیر را نوعی هشدار برای تهران تفسیر کرد اما آیا تهران با چنین ائتلاف‌ها و هشدارهایی بیگانه است؟ تجربه زیسته، دستکم در چهار دهه اخیر، پاسخ را منفی نشان می‌دهد. براساس همین تجربه است که وزیر خارجه ایران به منطقه یادآور می‌شود که نیروهای مسلح قدرتمند ایران، آمادگی، توانمندی و اقتدار خود را در برابر پیشرفته ترین نیروی نظامی جهان به اثبات رسانده‌اند.

در نهایت و در مقطعی از زمان که در آن به سر می‌بریم؛ غرب آسیا بیش و پیش از آنکه به یک ائتلاف جدید نیاز داشته باشد، به قواعد مشترک امنیتی، گفت‌وگوی دائمی، اعتمادسازی و سازوکاری نیاز دارد که بر مبنای آن همه کشورهای منطقه را در یک چارچوب واحد نگه دارد تا بتوانند از چرخه ناامنی خارج شوند.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین