بیایید برای یک بار هم که شده، قانون نانوشتهی هواداری در فوتبال ایران را کنار بگذاریم و این جمله تکراری را بر زبان نیاوریم؛ اینکه بلژیک با تیم همیشگی فاصله داشت و خیلی قدرتمند نبود!
به گزارش توسعه گستر به نقل از ایرنا، به ماهها قبل برگردیم؛ چهاردهم آذرِ ۱۴۰۴. روزی که قرار بود تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، در مراسمی ویژه رقبای یکدیگر را بشناسند. قرعهی ایران از داخل گوی که در آمد، مشخص شد که شاگردان امیر قلعهنویی باید به مصاف بلژیک، مصر و نیوزیلند بروند. قرعهای، نه سخت و نه خیلی آسان.
بیایید برای یک بار هم که شده، قانون نانوشتهی هواداری در فوتبال ایران را کنار بگذاریم و این جمله تکراری را بر زبان نیاوریم؛ اینکه بلژیک با تیم همیشگی فاصله داشت و خیلی قدرتمند نبود! یک بار بگوییم ما هم خوب بودیم و توانستیم تیمی قدرتمند را متوقف کنیم و تحت فشارش بگذاریم
از همان روز، پیشبینیها آغاز شد و قریب به اتفاق فوتبالدوستان بر این عقیده بودند که ایران با گلهای متعدد، مقابل بلژیک شکست میخورد. در همان زمان بود که صحبت از ستارههای بزرگ بلژیک به میان آمد و گاهاً جملات طنزی نیز میشنیدیم. بهعنوان مثال: «لوکاکو در بازی مقابل ایران آقای گلی خود را تضمین میکند!» و یا این جمله کوتاه و تلخ : «ایکاش از بلژیک، کمتر از ۳ گل بخوریم.»
این ادعاهای عجیب، با بررسی رزومه بازیکنانِ بلژیک و البته نتایجی که این تیم در سالهای اخیر بهدست آورده بود، بر زبان رانده میشد و بسیار هم مورد توجه قرار میگرفت. حتی قبل از شروع جام، خیلیها میگفتند مقابل بلژیک و مصر شکست میخوریم و اگر تلاش کنیم، شاید برابر نیوزیلند امتیاز بگیریم.
هر چه به جام جهانی نزدیکتر شدیم، عرصه بر تیم ملی تنگتر شد. بهخصوص در بحث صدور روادید و آن اقداماتی که آمریکا باید انجام میداد، اما هرگز انجام نداد. روادید برخی از اعضای تیم- بخش مدیریت و فنی- صادر نشد و بازیکنان هم این مجوز را داشتند که تنها یک روز قبل از بازیها وارد خاک ایالات متحده آمریکا شوند! موضوعی که برای هیچ تیمِ دیگری جز ایران لحاظ نشد و همین، به تطابقِ بازیکنان با محل برگزاری و همچنین ریکاوریِ پس از مسابقه آسیب رساند.
تساوی مقابل نیوزیلند در بازی نخست، انتقادها را پُررنگ کرد و اُمیدها را کمرنگ. دیگر همه اذعان داشتند که برابر بلژیک، روز سختی پیشِ رو خواهیم داشت. پیشبینیهایی شبیه به روز قرعهکشی حول و حوش تیم ملی مطرح میشد و تمام دنیا بر این باور بودند که میبازیم و بد هم میبازیم.
نمیدانیم چه ماجرایی پشت این جمله نهفته است: «ایرانیها مرد روزهای سخت هستند.» این جملهی قدیمی اما پُرکاربرد در ورزشگاه سوفای لسآنجلس و مقابل بلژیک عینیت پیدا کرد. از همان دقیقه اول و از همان سیو نخستی که علیرضا بیرانوند انجام داد، مشخص بود که انگار آمدهایم تا پرچم را بالا نگاه داریم.
هر چه دقایق میگذشت، بیشتر به این باور رسیدیم که بله، بلژیک را هم میشود متوقف کرد. در نیمه اول، حتی یک بار دروازه تیبو کورتوآ را باز کردیم و البته طارمی تنها چند میلیمتر در آفساید بود تا حماسه خلق نشود. موقعیتهایی که در نیمه دوم داشتیم و فرصتهایی که بلژیک روی دروازه ما بهوجود آورد، هیچیک به تور دروازه نرسیدند تا در پایان، تساوی بدون گل را روی اسکوربرد ورزشگاه ببینیم.
بعد از بازی و نمایش کمنقص بازیکنان تیم ملی ایران، بارها با این جمله مواجه شدیم: «بلژیک فاصله بسیاری با دوران درخشان خود داشت!» و حالا چند سئوال؛ اگر میدانستیم بلژیک با آن تیم درخشان و آن نسل فوقالعادهاش فاصله دارد، چطور قبل از بازی میگفتیم که با شکستی پُرگل زمین را ترک میکنیم؟ چطور بعد از تساوی نا امیدکننده این تیم برابر مصر، باز هم از پیروزی این تیم مقابل ایران صحبت کردیم؟
وقتی تیمی قدرتمند به نتیجه دلخواه نمیرسد، هیچکس نمیگوید که حریفش کمنقص ظاهر شده، فضاها را بسته و فرصت خودنمایی به ستارهها را نداده است. این بلژیک، همان تیمی است که با روملو لوکاکو، کوین دیبروینه و لئاندرو تروسار، لرزه بر اندام هر حریفی میانداخت. حالا چه شد که به یکباره، ضعیف شد؟
بیایید برای یک بار هم که شده، قانون نانوشتهی هواداری در فوتبال ایران را کنار بگذاریم و این جمله تکراری را بر زبان نیاوریم؛ اینکه بلژیک با تیم همیشگی فاصله داشت و خیلی قدرتمند نبود! یک بار بگوییم ما هم خوب بودیم و توانستیم تیمی قدرتمند را متوقف کنیم و تحت فشارش بگذاریم. خواهشاً فقط یک بار، به تیممان افتخار کنیم و دستاورد بزرگش را کوچک نشماریم. باور کنید که راه دوری نمیرود.
