بحث اصلاح الگوی مصرف بنزین بار دیگر به یکی از مسائل مهم سیاستگذاری انرژی تبدیل شده است؛ موضوعی که از یکسو با یارانه پنهان گسترده و ناترازی میان تولید و مصرف مواجه است و از سوی دیگر، به دلیل فشارهای اقتصادی، هرگونه تصمیم قیمتی درباره آن میتواند پیامدهای اجتماعی و تورمی به همراه داشته باشد.
به گزارش توسعه گستر،حمیدرضا صالحی عضوکمیسیون انرژی اتاق بازرگانی معتقد است اصلاح بنزین نباید به افزایش قیمت محدود شود، بلکه باید در قالب برنامهای جامع برای اصلاح حکمرانی انرژی، عادلانهسازی یارانهها، توسعه خودروهای کممصرف و برقی و تقویت اعتماد عمومی دنبال شود. او تأکید دارد که مردم باید بدانند منابع حاصل از اصلاح قیمتها چگونه هزینه میشود و چه حمایتهایی برای خانوارهای کمدرآمد در نظر گرفته خواهد شد.
بحث اصلاح الگوی مصرف بنزین بار دیگر در دستور کار سیاستگذاران قرار گرفته است. چرا این موضوع همچنان حلنشده باقی مانده و به یک مسئله مزمن تبدیل شده است؟
مسئله بنزین و سایر حاملهای انرژی سالهاست به تعویق افتاده و هر دولت، بخشی از دشواری تصمیمگیری را به دولت بعد منتقل کرده است. نتیجه این تأخیر، انباشت مشکلاتی است که اکنون حل آنها نسبت به گذشته پیچیدهتر شده است.
اصلاحات انرژی میتوانست سالها پیش و با هزینه اجتماعی کمتری آغاز شود، اما امروز هر تصمیم درباره بنزین مستقیماً با معیشت مردم، نرخ تورم، هزینه حملونقل و حتی اعتماد عمومی ارتباط پیدا کرده است. بنابراین دولت با یک موضوع صرفاً اقتصادی یا فنی مواجه نیست؛ بلکه تصمیم درباره بنزین به مسئلهای اجتماعی و حکمرانی تبدیل شده است.
یکی از مهمترین دلایل طرح اصلاح قیمت بنزین، حجم بالای یارانه پنهان عنوان میشود. این یارانه تا چه اندازه عادلانه توزیع میشود؟
برآوردها درباره حجم یارانه بنزین در ایران از رقمی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار حکایت دارد؛ رقمی که ایران را در شمار کشورهایی با بالاترین میزان پرداخت یارانه انرژی قرار میدهد. این وضعیت در ظاهر به معنای ارزان بودن بنزین برای مصرفکننده است، اما در عمل، توزیع این یارانه بههیچوجه عادلانه نیست.
شهروندی که خودرو ندارد یا مصرف محدودی دارد، عملاً از یارانهای مشابه فردی برخوردار میشود که چند خودرو در اختیار دارد و مصرف بسیار بیشتری انجام میدهد. بنابراین مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله اصلی، نحوه توزیع منابع عمومی و سهم گروههای مختلف از این یارانه است.
نمیتوان از عدالت سخن گفت، اما یارانه را بدون توجه به میزان مصرف و سطح درآمد میان همه توزیع کرد. در هر سیاست اصلاحی باید میان مصرفکننده کممصرف، خانوار فاقد خودرو، مصرفکننده عادی و دارندگان خودروهای متعدد تفاوت قائل شد.
آیا افزایش قیمت بنزین میتواند راهحل ناترازی تولید و مصرف باشد؟
افزایش قیمت، بهتنهایی راهحل ناترازی نیست. اگر تصمیم قیمتی بدون توجه به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن اتخاذ شود، میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد و در ادامه، موجب رشد قیمت کالاها و خدمات شود. این فشار برای خانوارهای کمدرآمد سنگینتر خواهد بود، زیرا بخش بیشتری از درآمد آنها صرف نیازهای ضروری میشود.
به همین دلیل، سیاست قیمتی باید بخشی از یک بسته جامع باشد، نه اقدامی منفرد که تنها با هدف کاهش مصرف یا جبران کسری منابع اجرا شود. افزایش قیمت، اگر بدون عدالت، بدون حمایت از اقشار آسیبپذیر و بدون ارائه گزینههای جایگزین انجام شود، نهتنها ناترازی را حل نمیکند، بلکه میتواند فاصله میان دولت و جامعه را افزایش دهد.
دولت برای جلب همراهی مردم با اصلاحات بنزینی چه اقداماتی باید انجام دهد؟
اعتماد عمومی در این زمینه اهمیت تعیینکننده دارد. دولت نمیتواند صرفاً با اعلام چند سناریو، انتظار همراهی جامعه را داشته باشد. اصلاحات اقتصادی زمانی امکان موفقیت پیدا میکند که مردم در جریان ضرورتها، اهداف و پیامدهای آن قرار بگیرند.
مردم حق دارند بدانند چرا قیمت بنزین باید تغییر کند، منابع حاصل از این تغییر چگونه هزینه خواهد شد و چه سازوکاری برای حمایت از خانوارهای کمدرآمد در نظر گرفته شده است. همچنین باید مشخص شود آیا افزایش قیمت برای همه مصرفکنندگان یکسان خواهد بود یا افراد پرمصرف و دارندگان چند خودرو، سهم بیشتری از هزینه اصلاحات را پرداخت خواهند کرد.
دولت باید بهصورت شفاف اعلام کند درآمدهای حاصل از اصلاح قیمت به کجا بازمیگردد؛ آیا بخشی از آن صرف تقویت حملونقل عمومی میشود، به حوزه بهداشت و رفاه اختصاص مییابد یا برای جبران هزینههای دهکهای پایین درآمدی به کار گرفته خواهد شد. وعده کلی درباره بازگشت درآمدها کافی نیست. سازوکار این بازگشت باید شفاف، قابل ارزیابی و قابل نظارت باشد.
آیا اصلاح قیمت بنزین میتواند بدون اصلاح صنعت خودرو موفق شود؟
نمیتوان از مردم خواست مصرف بنزین را کاهش دهند، اما همچنان خودروهایی با فناوری قدیمی و مصرف بالا تولید و عرضه کرد. یکی از ارکان اصلی اصلاح الگوی مصرف، اصلاح صنعت خودرو است.
دولت باید خودروسازان را به استفاده از موتورهای کممصرف، هیبریدی و برقی ملزم کند و از ظرفیت همکاریهای صنعتی و فناوری با کشورهایی مانند چین بهره بگیرد. امروز موتورهای هیبریدی با مصرف بسیار پایین در دسترس هستند و میتوانند مصرف سوخت را به شکل محسوسی کاهش دهند. پرسش اساسی این است که چرا چنین فناوریهایی با سرعت بیشتری وارد چرخه تولید داخلی نمیشوند.
اگر اصلاح بنزین فقط از مسیر فشار بر مصرفکننده دنبال شود، بدون آنکه فناوری خودروها تغییر کند، بخش مهمی از مسئله نادیده گرفته شده است. مصرف بالای سوخت فقط به رفتار مردم مربوط نیست؛ کیفیت خودرو، فناوری موتور، وضعیت حملونقل عمومی و الگوی شهرسازی نیز در این زمینه تأثیرگذار است.
توسعه خودروهای برقی و هیبریدی چگونه میتواند به اصلاح الگوی مصرف کمک کند؟
اگر قرار است مردم از خودروهای بنزینی پرمصرف به سمت خودروهای برقی یا هیبریدی حرکت کنند، باید امکان اقتصادی این انتخاب فراهم شود. بسیاری از خانوارها به دلیل قیمت بالای این خودروها، حتی در صورت تمایل، توان خرید آنها را ندارند.
کاهش تعرفه واردات، ارائه تسهیلات خرید، توسعه زیرساخت شارژ و پرداخت یارانه مستقیم یا غیرمستقیم، از جمله اقداماتی است که میتواند قیمت تمامشده این خودروها را برای مردم کاهش دهد. تجربه برخی کشورها، از جمله فرانسه، نشان میدهد دولتها برای ترغیب شهروندان به خرید خودروهای برقی، بخشی از هزینه خرید را تقبل کردهاند.
چنین سیاستی در ایران نیز میتواند بهجای فشار صرف بر مصرفکننده، مسیر اصلاح را از طریق تغییر فناوری هموار کند. البته توسعه خودروهای برقی فقط به واردات یا تولید خودرو محدود نیست و باید همزمان زیرساختهای شارژ، شبکه برق و خدمات پس از فروش نیز توسعه پیدا کند.
برخی معتقدند اصلاح بنزین باید به تغییر رفتار مصرفکنندگان منجر شود. سهم مردم و سهم سیاستگذاری را چگونه باید تفکیک کرد؟
رفتار مصرفکننده مهم است، اما نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش مردم گذاشت. وقتی خودروهای پرمصرف تولید میشود، حملونقل عمومی توسعه کافی ندارد و شهرها بر پایه استفاده گسترده از خودرو شخصی طراحی شدهاند، طبیعی است که مصرف سوخت افزایش پیدا کند.
اصلاح الگو زمانی پایدار خواهد بود که مردم انتخابهای واقعی داشته باشند. اگر فرد بتواند از حملونقل عمومی مناسب استفاده کند، خودرو کممصرف یا برقی با قیمت قابلدسترس خریداری کند و از سیاستهای حمایتی برخوردار باشد، اصلاح رفتار مصرفی نیز امکانپذیرتر خواهد شد.
بنابراین دولت باید همزمان بر اصلاح قیمت، توسعه زیرساخت، نوسازی ناوگان و افزایش بهرهوری تمرکز کند. سیاستی که فقط بر افزایش قیمت تکیه کند، در نهایت فشار بیشتری بر خانوارها وارد میکند، بدون آنکه لزوماً مصرف را بهطور پایدار کاهش دهد.
در نهایت، اصلاح بنزین را باید یک تصمیم اقتصادی دانست یا برنامهای برای اصلاح حکمرانی انرژی؟
اصلاح بنزین باید از یک تصمیم قیمتی به یک برنامه ملی برای اصلاح حکمرانی انرژی تبدیل شود. دولت چهاردهم برای عبور از این مرحله، بیش از هر چیز به گفتوگوی مستقیم با مردم، شفافیت در هزینهکرد منابع، حمایت از اقشار آسیبپذیر و برنامهای عملی برای نوسازی ناوگان حملونقل نیاز دارد.
اصلاح واقعی زمانی رخ میدهد که مردم احساس کنند هزینه تصمیمها عادلانه توزیع میشود و درآمدهای حاصل از آن، به جای گم شدن در ساختارهای بودجهای، به بهبود زندگی و رفاه عمومی بازمیگردد.
اگر این اصلاحات با اعتمادسازی، عدالت در توزیع یارانه، اصلاح صنعت خودرو و توسعه حملونقل عمومی همراه شود، میتواند به کاهش ناترازی و افزایش بهرهوری منجر شود. اما اگر بدون شفافیت و بدون ارائه گزینههای جایگزین اجرا شود، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن افزایش خواهد یافت.