سیدحمید حسینی: اقتصاد ایران قربانی رومانتیک‌سازی از جنگ نشود

تاریخ انتشار: ۳۱ /مرداد/ ۱۴۰۵

فعال اقتصادی و کارشناس حوزه انرژی با تأکید بر ضرورت عبور از تنش‌های منطقه‌ای می‌گوید ادامه محدودیت‌های دریایی، ناترازی انرژی و تحریم‌های ثانویه، ظرفیت تولید و صادرات کشور را تهدید می‌کند و تنها راه برون‌رفت از این وضعیت، پیوند عقلانیت اقتصادی با دیپلماسی فعال است.
به گزارش توسعه گستر، صنایع پتروشیمی و انرژی ایران در شرایطی با کاهش دسترسی به بازارهای صادراتی، محدودیت‌های دریایی، کمبود خوراک گاز و قطعی برق روبه‌رو هستند که برخی جریان‌های سیاسی همچنان بر تداوم تنش و تقابل تأکید می‌کنند. سیدحمید حسینی عضو اتاق بازرگانی تهران معتقد است این رویکرد، نتیجه‌ای جز فرسایش توان تولید، خروج سرمایه و انتقال هزینه‌های بحران به زندگی مردم نخواهد داشت. او تأکید می‌کند که توافق و مذاکره به معنای عقب‌نشینی نیست، بلکه می‌تواند فرصتی برای بازسازی اقتصاد و تقویت زیرساخت‌های قدرت ملی باشد.
پرسش: وضعیت صنایع پتروشیمی و انرژی کشور را در شرایط فعلی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حسینی: امروز صنایع پتروشیمی و انرژی کشور بیش از آنکه از محدودیت‌هایی آسیب می‌بینند که ریشه دریت‌هایی آسیب می‌بینند که ریشه در تنش‌های دریایی و شرایط منطقه‌ای دارد. در واقع بخشی از ظرفیت صادراتی کشور با نوعی محاصره مواجه شده است.
از دست رفتن یا محدود شدن بازارهای استراتژیک در جنوب شرق آسیا، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این شرایط است. بازارهای جایگزین نیز کشش لازم برای جذب حجم کالاهای صادراتی ایران را ندارند. بنابراین، حتی اگر واحدهای تولیدی با ظرفیت مناسب فعالیت کنند، در بخش فروش، انتقال و صادرات محصولات با مشکلات جدی روبه‌رو خواهند شد.
در کنار این مسائل، ناترازی در تأمین خوراک گاز و قطعی برق نیز حیات تولید را تهدید می‌کند. فعالان این حوزه برای حفظ ظرفیت‌های خود ناچارند از راهکارهایی مانند خرید برق از بورس انرژی یا حتی رایزنی برای واردات برق از ترکیه استفاده کنند. این اقدامات در سطح بنگاه ضروری است، اما در مقیاس کلان، بیشتر به مسکنی موقت برای یک مشکل عمیق شباهت دارد.
پرسش: آیا این اقدامات نمی‌تواند بخشی از مشکلات صنعتن مسیرهای جدید برای تأمین انرژی در بدون تردید خرید برق یا یافتن مسیرهای جدید برای تأمین انرژی در کوتاه‌مدت می‌تواند از توقف کامل برخی واحدها جلوگیری کند، اما نمی‌توان با راهکارهای موردی و موقت، مشکلات ساختاری را برطرف کرد. وقتی یک صنعت هم‌زمان با کمبود انرژی، دشواری صادرات، محدودیت‌های بانکی و نااطمینانی سیاسی مواجه است، باید مسئله را در سطح سیاست‌گذاری کلان حل کرد.
همراهی تلاش‌های اقتصادی با دیپلماسی فعال، تنها راه برون‌رفت از این تنگناست. اگر در حوزه دیپلماسی برای کاهش تنش و باز کردن مسیرهای تجاری اقدام نشود، فشارهای موجود به‌تدریج توان دوام‌آوری واحدهای تولیدی را از بین خواهد برد. این وضعیت ابتدا صنایع صادرات‌محور را تحت فشار قرار می‌دهد و سپس آثار آن به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود.
پرسش: با وجود این واقعیت‌ها، چرا برخی جریان‌ها همچنان بر تنش‌افزایی تأکید دارند؟
حسینی: بخشی از این رویکرد را می‌توان نوعی «رومانتیک‌سازی از جنگ» دانست. برخی جریان‌ها جنگ را نه به‌عنوان پدیده‌ای هزینه‌زا و ویرانگر، بلکه به‌عنوان سرنوشتی محتوم یا حتی فرصتی برای پالایش جامعه تصویر می‌کنند. در تحلیل‌های آنها، هزینه‌های سنگین جنگ و تحریم کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود و تقریباً همه مشکلات به بی‌ارادگی دولت یا فساد نسبت داده می‌شود.
البته فساد و ضعف مدیریت باید نقد شود، اما نمی‌توان آثار مستقیم تحریم، محدودیت‌های بانکی، دشواری صادرات و تنش‌های نظامی را نادیده گرفت. اقتصاد کشور در خلأ فعالیت نمی‌کند. هرگونه تشدید تنش، هزینه مبادله، هزینه حمل‌ونقل، هزینه بیمه و ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. نادیده گرفتن این واقعیت‌ها، نه نشانه شجاعت، بلکه فرار از واقعیت‌های اقتصادی است.
پرسش: منتقدان مذاکره معمولاً می‌پرسند اگر مذاکره نکنیم، چه باید کرد. پاسخ شما به این پرسش چیست؟
حسینی: نقد مذاکره باید با ارائه راهکار همراه باشد. نمی‌توان صرفاً گفت مذاکره نکنیم و در مقابل، پیشنهاد درگیری مستقیم نظامی داد. چنین رویکردی عملاً می‌تواند به نابودی زیرساخت‌های ملی و ورود کشور به گردابی منجر شود که هیچ تضمینی برای پیروزی در آن وجود ندارد.
ما باید میان حفظ عزت ملی و انتخاب ابزارهای عقلانی برای تأمین منافع کشور تفاوت قائل شویم. مذاکره الزاماً به معنای پذیرش خواسته‌های طرف مقابل نیست. مذاکره می‌تواند ابزاری برای کاهش هزینه‌ها، رفع موانع اقتصادی و ایجاد فرصت برای بازسازی توان تولیدی کشور باشد. کشوری که اقتصاد قدرتمند، تولید پایدار و جامعه برخوردار از رفاه داشته باشد، در عرصه امنیتی و دفاعی نیز از پشتوانه بیشتری برخوردار است.
پرسش: تلاش‌های دیپلماتیک دولت برای مدیریت تنش چه اهمیتی برای فعالان اقتصادی دارد؟
حسینی: واکنش‌ها به تلاش‌های دیپلماتیک دولت نشان‌دهنده شکاف میان واقع‌گرایی اقتصادی و رویاپردازی‌های ایدئولوژیک است. فعال اقتصادی نمی‌تواند با شعار فعالیت کند. او باید مواد اولیه تهیه کند، محصول تولید کند، آن را بفروشد، پولش را جابه‌جا کند و برای آینده تصمیم بگیرد. هر مرحله از این زنجیره در شرایط تحریم و تنش با هزینه و ریسک بیشتری همراه است.
توافقی که درباره آن صحبت می‌شود، برای فعالان اقتصادی فرصتی مهم برای تنفس و بازسازی توان تولیدی کشور است. برخلاف دیدگاهی که هر نوع توافق را تسلیم می‌داند، بدنه کارشناسی و اقتصادی کشور آن را گامی برای عادی‌سازی روابط بین‌المللی ارزیابی می‌کند. با قراردادهای عدم تعارض و تعامل سازنده می‌توان زمینه لغو تحریم‌های ثانویه، بازگشت سرمایه و احیای روابط تجاری را فراهم کرد.
پرسش: آیا کاهش تنش و توافق با طرف‌های خارجی به تضعیف قدرت دفاعی کشور منجر نمی‌شود؟
حسینی: اتفاقاً برعکس است. اقتصاد قوی و زیرساخت‌های پایدار، پشتوانه اصلی قدرت دفاعی کشورند. اگر اقتصاد فرسوده شود، تولید کاهش پیدا کند، سرمایه از کشور خارج شود و زیرساخت‌های انرژی و صنعتی آسیب ببینند، توان دفاعی نیز در بلندمدت از این وضعیت متأثر خواهد شد.
تقابل میان میدان و دیپلماسی، دوگانه‌ای نادرست است. میدان بدون اقتصاد توانمند نمی‌تواند پایدار بماند و دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت ملی نیز اثرگذاری لازم را ندارد. این دو باید در کنار یکدیگر عمل کنند. دیپلماسی می‌تواند فضا را برای تقویت اقتصاد فراهم کند و اقتصاد نیز پشتوانه قدرت دفاعی و امنیتی کشور باشد.
پرسش: تجربه سال‌های گذشته چه درسی برای سیاست‌گذاری امروز دارد؟
حسینی: تجربه سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ و تبعات سیاست‌های آن دوران نشان داد که شعارهای هیجانی و نادیده گرفتن واقعیت‌های بین‌المللی می‌تواند کشور را در تله تحریم‌های فلج‌کننده گرفتار کند. امروز نیز تکرار همان الگوها، آن هم در شرایطی که کشور به انسجام ملی نیاز دارد، می‌تواند اقتصاد ایران را زمین‌گیر کند.
ما نباید اجازه دهیم برخی جریان‌ها بدون ارائه راه‌حل عملیاتی، صرفاً با شعارهای تند، مسیر تصمیم‌گیری کشور را تعیین کنند. اختلاف‌نظر سیاسی طبیعی است، اما در شرایط حساس، منافع ملی باید بر رقابت‌های جناحی اولویت داشته باشد.
پرسش: دولت برای پیشبرد سیاست عقلانی خود با چه موانعی روبه‌رو است؟
حسینی: دولت باید بتواند فضای تصمیم‌گیری را از هیاهو و شعارهای توخالی جدا کند. سخنان رئیس‌جمهور درباره ضرورت پایان دادن به تحریم‌ها، انعکاس درد مشترک فعالان اقتصادی است؛ فعالانی که در خط مقدم جنگ اقتصادی قرار دارند و هر روز با آثار محدودیت‌های خارجی و تصمیم‌های داخلی مواجه‌اند.
البته دولت نیز باید سیاست‌های خود را شفاف، منسجم و قابل توضیح برای جامعه پیش ببرد. مردم باید بدانند هدف از مذاکره چیست، چه منافعی دنبال می‌شود و چه خطوط قرمزی وجود دارد. هرچه اطلاع‌رسانی دقیق‌تر باشد، امکان سوءاستفاده جریان‌های افراطی از نگرانی‌های عمومی کمتر خواهد شد.
پرسش: در نهایت، راهبرد مناسب برای عبور از شرایط فعلی چیست؟
حسینی: ایران بیش از هر زمان دیگری به انسجام نیاز دارد. سیاست خارجی عزتمندانه در انزوا و تنش دائمی تعریف نمی‌شود، بلکه بر تعامل هوشمندانه، حفظ منافع ملی و استفاده از دیپلماسی فعال استوار است.
اگر نخبگان سیاسی، فارغ از گرایش‌های جناحی، از مسیر عقلانیت برای خروج از محاصره دریایی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای حمایت نکنند، هزینه‌هایی که امروز بخش انرژی و صنعت متحمل می‌شوند، به همه بخش‌های اقتصاد سرایت خواهد کرد.
عقلانیت اقتصادی حکم می‌کند به جای جست‌وجوی پیروزی در ویرانه‌ها، فرصت‌های توسعه را در بستر دیپلماسی ایجاد کنیم. امنیت ملی زمانی پایدار خواهد بود که با رفاه مردم، تولید، سرمایه‌گذاری و توسعه همراه شود. راهبرد میدان و دیپلماسی نیز تنها زمانی کارآمد خواهد بود که دیپلماسی از قید شعارهای رادیکال رها شود و در خدمت تقویت اقتصاد و منافع ملی قرار گیرد.

اخبار برگزیده

تازه ترین عناوین